on the doorstep
در آستان در
front doorstep
آستان جلوی در
he doorsteps for his church at weekends.
او در آخر هفته ها در مقابل درهای کلیسایش منتظر می مانند.
the airport is on my doorstep so flying is easy.
فرودگاه در مقابل در من است، بنابراین پرواز آسان است.
Newspapermen camped at his doorstep all day.
روزنامه نگاران تمام روز در مقابل در او کمپ کردند.
the press will be camping on your doorstep once they get on to this story.
هنگامی که رسانه ها به این داستان رسیدند، در مقابل در شما کمپ خواهند کرد.
I don't want an indignant boyfriend on my doorstep breathing fire.
نمیخواهم دوست پسری عصبانی در آستان درم آتش بریزد.
Don't leave him standing on the doorstep, ask him in!
نزارید او در مقابل در ایستاده باشد، از او دعوت کنید وارد شود!
on the doorstep
در آستان در
front doorstep
آستان جلوی در
he doorsteps for his church at weekends.
او در آخر هفته ها در مقابل درهای کلیسایش منتظر می مانند.
the airport is on my doorstep so flying is easy.
فرودگاه در مقابل در من است، بنابراین پرواز آسان است.
Newspapermen camped at his doorstep all day.
روزنامه نگاران تمام روز در مقابل در او کمپ کردند.
the press will be camping on your doorstep once they get on to this story.
هنگامی که رسانه ها به این داستان رسیدند، در مقابل در شما کمپ خواهند کرد.
I don't want an indignant boyfriend on my doorstep breathing fire.
نمیخواهم دوست پسری عصبانی در آستان درم آتش بریزد.
Don't leave him standing on the doorstep, ask him in!
نزارید او در مقابل در ایستاده باشد، از او دعوت کنید وارد شود!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید