doorstepping

[ایالات متحده]/'dɔːstep/
[بریتانیا]/ˈdɔrˌstɛp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پله یا سکوی کوچک در ورودی خانه؛ آستانه

عبارات و ترکیب‌ها

on the doorstep

در آستان در

front doorstep

آستان جلوی در

جملات نمونه

he doorsteps for his church at weekends.

او در آخر هفته ها در مقابل درهای کلیسایش منتظر می مانند.

the airport is on my doorstep so flying is easy.

فرودگاه در مقابل در من است، بنابراین پرواز آسان است.

Newspapermen camped at his doorstep all day.

روزنامه نگاران تمام روز در مقابل در او کمپ کردند.

the press will be camping on your doorstep once they get on to this story.

هنگامی که رسانه ها به این داستان رسیدند، در مقابل در شما کمپ خواهند کرد.

I don't want an indignant boyfriend on my doorstep breathing fire.

نمی‌خواهم دوست پسری عصبانی در آستان درم آتش بریزد.

Don't leave him standing on the doorstep, ask him in!

نزارید او در مقابل در ایستاده باشد، از او دعوت کنید وارد شود!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید