doorstopper book
کتاب توقفدهنده در
heavy doorstopper
توقفدهنده در سنگین
doorstopper wedge
پهنای توقفدهنده در
doorstopper prop
نگهدارنده توقفدهنده در
rubber doorstopper
توقفدهنده در لاستیکی
decorative doorstopper
توقفدهنده در تزئینی
wooden doorstopper
توقفدهنده در چوبی
metal doorstopper
توقفدهنده در فلزی
doorstopper design
طراحی توقفدهنده در
classic doorstopper
توقفدهنده در کلاسیک
the doorstopper kept the heavy door from closing.
درstopper از بستن در سنگین جلوگیری کرد.
i used a book as a doorstopper to prop the door open.
من از یک کتاب به عنوان یک درstopper استفاده کردم تا در را باز نگه دارم.
she bought a cute doorstopper to match her home decor.
او یک درstopper زیبا برای مطابقت با دکوراسیون خانهاش خرید.
the dog pushed the doorstopper with its nose.
سگ درstopper را با پوزه اش هل داد.
every time the wind blew, the doorstopper would move.
هر بار که باد می وزید، درstopper حرکت می کرد.
he forgot to put the doorstopper back after using it.
او بعد از استفاده فراموش کرد که درstopper را سر جایش بگذارد.
the doorstopper was a gift from my grandmother.
درstopper هدیه مادربزرگم بود.
using a doorstopper is a simple way to keep doors open.
استفاده از یک درstopper راهی ساده برای باز نگه داشتن درها است.
he always trips over the doorstopper when he enters.
او همیشه هنگام ورود به درstopper برخورد می کند.
the doorstopper was made of rubber for better grip.
درstopper از جنس لاستیک بود تا بهتر بچسبد.
doorstopper book
کتاب توقفدهنده در
heavy doorstopper
توقفدهنده در سنگین
doorstopper wedge
پهنای توقفدهنده در
doorstopper prop
نگهدارنده توقفدهنده در
rubber doorstopper
توقفدهنده در لاستیکی
decorative doorstopper
توقفدهنده در تزئینی
wooden doorstopper
توقفدهنده در چوبی
metal doorstopper
توقفدهنده در فلزی
doorstopper design
طراحی توقفدهنده در
classic doorstopper
توقفدهنده در کلاسیک
the doorstopper kept the heavy door from closing.
درstopper از بستن در سنگین جلوگیری کرد.
i used a book as a doorstopper to prop the door open.
من از یک کتاب به عنوان یک درstopper استفاده کردم تا در را باز نگه دارم.
she bought a cute doorstopper to match her home decor.
او یک درstopper زیبا برای مطابقت با دکوراسیون خانهاش خرید.
the dog pushed the doorstopper with its nose.
سگ درstopper را با پوزه اش هل داد.
every time the wind blew, the doorstopper would move.
هر بار که باد می وزید، درstopper حرکت می کرد.
he forgot to put the doorstopper back after using it.
او بعد از استفاده فراموش کرد که درstopper را سر جایش بگذارد.
the doorstopper was a gift from my grandmother.
درstopper هدیه مادربزرگم بود.
using a doorstopper is a simple way to keep doors open.
استفاده از یک درstopper راهی ساده برای باز نگه داشتن درها است.
he always trips over the doorstopper when he enters.
او همیشه هنگام ورود به درstopper برخورد می کند.
the doorstopper was made of rubber for better grip.
درstopper از جنس لاستیک بود تا بهتر بچسبد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید