dooryard

[ایالات متحده]/ˈdɔːjɑːd/
[بریتانیا]/ˈdʊrˌjɑrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حیاط یا منطقه مجاور درب، معمولاً در جلوی خانه؛ یک فضای بیرونی که معمولاً برای استراحت یا باغبانی استفاده می‌شود
Word Forms
جمعdooryards

عبارات و ترکیب‌ها

dooryard garden

باغچه ورودی

dooryard steps

پله‌های ورودی

dooryard tree

درخت ورودی

dooryard fence

نرده ورودی

dooryard path

مسیر ورودی

dooryard swing

آلاانه ورودی

dooryard flowers

گل‌های ورودی

dooryard chair

صندلی ورودی

dooryard view

نمای ورودی

dooryard bench

نیمکت ورودی

جملات نمونه

the children played in the dooryard all afternoon.

کودکان بعد از ظهر در حیاط بازی کردند.

she decorated the dooryard with flowers for the party.

او حیاط را با گل برای مهمانی تزئین کرد.

the dog barked loudly in the dooryard.

سگ به طور بلند در حیاط پارس کرد.

he sat on the steps of the dooryard, reading a book.

او روی پله‌های حیاط نشسته بود و کتاب می‌خواند.

we often gather in the dooryard for family events.

ما اغلب برای رویدادهای خانوادگی در حیاط جمع می شویم.

the dooryard was covered in leaves during autumn.

در طول پاییز، حیاط پر از برگ شد.

they built a small fence around the dooryard.

آنها یک حصار کوچک در اطراف حیاط ساختند.

she enjoyed her morning coffee in the dooryard.

او از نوشیدن قهوه صبحش در حیاط لذت برد.

the dooryard was a perfect spot for a picnic.

حیاط مکانی عالی برای پیک نیک بود.

he planted a tree in the dooryard last spring.

او بهار گذشته یک درخت در حیاط کاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید