dork

[ایالات متحده]/dɔːk/
[بریتانیا]/dɔrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی احمق یا ناتوان؛ فردی اجتماعی نامناسب یا بی‌مهارت؛ یک نرد یا جیک

عبارات و ترکیب‌ها

dork alert

هشدار دُرک

dorky smile

لبخند خنگ

dork mode

حالت دُرک

dork squad

گروه دُرک

dorky outfit

لباس خنگ

dorky joke

جک خنگ

total dork

دُرک تمام عیار

dork friend

دوست دُرک

dorky dance

رقص خنگ

big dork

دُرک بزرگ

جملات نمونه

he's such a dork, but we love him for it.

او خیلی خنگ است، اما ما به خاطر همین دوستش داریم.

don't be a dork, just ask her out!

خنگ نباش، فقط از او دعوت کن!

she called him a dork for wearing mismatched socks.

او او را به خاطر پوشیدن جوراب‌های ناهماهنگ، خنگ صدا زد.

being a dork can actually be quite charming.

خنگ بودن می‌تواند در واقع بسیار جذاب باشد.

he embraced his dorky side and started a blog.

او از جنبه خنگ خود استقبال کرد و یک وبلاگ شروع کرد.

everyone has a little dork in them.

همه کمی خنگ در خود دارند.

she thinks being a dork is a badge of honor.

او فکر می‌کند خنگ بودن نشان افتخار است.

my brother is a total dork when it comes to video games.

برادر من وقتی صحبت از بازی‌های ویدیویی می‌شود، کاملاً خنگ است.

he doesn't care if people think he's a dork.

او اهمیتی نمی‌دهد که مردم فکر می‌کنند او خنگ است.

that dorky laugh of hers is contagious.

آن خنده خنگ او مسری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید