dork alert
هشدار دُرک
dorky smile
لبخند خنگ
dork mode
حالت دُرک
dork squad
گروه دُرک
dorky outfit
لباس خنگ
dorky joke
جک خنگ
total dork
دُرک تمام عیار
dork friend
دوست دُرک
dorky dance
رقص خنگ
big dork
دُرک بزرگ
he's such a dork, but we love him for it.
او خیلی خنگ است، اما ما به خاطر همین دوستش داریم.
don't be a dork, just ask her out!
خنگ نباش، فقط از او دعوت کن!
she called him a dork for wearing mismatched socks.
او او را به خاطر پوشیدن جورابهای ناهماهنگ، خنگ صدا زد.
being a dork can actually be quite charming.
خنگ بودن میتواند در واقع بسیار جذاب باشد.
he embraced his dorky side and started a blog.
او از جنبه خنگ خود استقبال کرد و یک وبلاگ شروع کرد.
everyone has a little dork in them.
همه کمی خنگ در خود دارند.
she thinks being a dork is a badge of honor.
او فکر میکند خنگ بودن نشان افتخار است.
my brother is a total dork when it comes to video games.
برادر من وقتی صحبت از بازیهای ویدیویی میشود، کاملاً خنگ است.
he doesn't care if people think he's a dork.
او اهمیتی نمیدهد که مردم فکر میکنند او خنگ است.
that dorky laugh of hers is contagious.
آن خنده خنگ او مسری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید