| جمع | doublers |
power doubler
دو برابر کننده توان
signal doubler
دو برابر کننده سیگنال
voltage doubler
دو برابر کننده ولتاژ
frequency doubler
دو برابر کننده فرکانس
current doubler
دو برابر کننده جریان
image doubler
دو برابر کننده تصویر
data doubler
دو برابر کننده داده
output doubler
دو برابر کننده خروجی
gain doubler
دو برابر کننده بهره
bandwidth doubler
دو برابر کننده پهنای باند
the sound doubler enhances the audio quality.
تقویتکننده صدا کیفیت صدا را افزایش میدهد.
using a doubler can improve your signal strength.
استفاده از دو برابر کننده میتواند قدرت سیگنال شما را بهبود بخشد.
he bought a voltage doubler for his project.
او یک دو برابر کننده ولتاژ برای پروژه خود خرید.
the doubler allows for smoother transitions in music.
دو برابر کننده امکان انتقال نرمتر در موسیقی را فراهم میکند.
she used a doubler to double her internet speed.
او از یک دو برابر کننده برای دو برابر کردن سرعت اینترنت خود استفاده کرد.
the graphics doubler made the game more visually appealing.
دو برابر کننده گرافیک بازی را از نظر بصری جذابتر کرد.
many musicians rely on a sound doubler for live performances.
بسیاری از نوازندگان برای اجراهای زنده به تقویتکننده صدا متکی هستند.
he installed a power doubler in his amplifier.
او یک دو برابر کننده توان را در تقویتکننده خود نصب کرد.
the image doubler enhances the quality of photos.
دو برابر کننده تصویر کیفیت عکسها را افزایش میدهد.
using a doubler can save time in data processing.
استفاده از دو برابر کننده میتواند در پردازش دادهها در زمان صرفهجویی کند.
power doubler
دو برابر کننده توان
signal doubler
دو برابر کننده سیگنال
voltage doubler
دو برابر کننده ولتاژ
frequency doubler
دو برابر کننده فرکانس
current doubler
دو برابر کننده جریان
image doubler
دو برابر کننده تصویر
data doubler
دو برابر کننده داده
output doubler
دو برابر کننده خروجی
gain doubler
دو برابر کننده بهره
bandwidth doubler
دو برابر کننده پهنای باند
the sound doubler enhances the audio quality.
تقویتکننده صدا کیفیت صدا را افزایش میدهد.
using a doubler can improve your signal strength.
استفاده از دو برابر کننده میتواند قدرت سیگنال شما را بهبود بخشد.
he bought a voltage doubler for his project.
او یک دو برابر کننده ولتاژ برای پروژه خود خرید.
the doubler allows for smoother transitions in music.
دو برابر کننده امکان انتقال نرمتر در موسیقی را فراهم میکند.
she used a doubler to double her internet speed.
او از یک دو برابر کننده برای دو برابر کردن سرعت اینترنت خود استفاده کرد.
the graphics doubler made the game more visually appealing.
دو برابر کننده گرافیک بازی را از نظر بصری جذابتر کرد.
many musicians rely on a sound doubler for live performances.
بسیاری از نوازندگان برای اجراهای زنده به تقویتکننده صدا متکی هستند.
he installed a power doubler in his amplifier.
او یک دو برابر کننده توان را در تقویتکننده خود نصب کرد.
the image doubler enhances the quality of photos.
دو برابر کننده تصویر کیفیت عکسها را افزایش میدهد.
using a doubler can save time in data processing.
استفاده از دو برابر کننده میتواند در پردازش دادهها در زمان صرفهجویی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید