halver

[ایالات متحده]/[ˈhɑːlvə]/
[بریتانیا]/[ˈhɑːlvə]/

ترجمه

v. تقسیم کردن به دو قسمت؛ نصف کردن؛ کاهش دادن به نصف.
n. نصف (چیزی).

عبارات و ترکیب‌ها

halver the price

قیمت را نصف کن

halver the dose

میزان دوز را نصف کن

halver the amount

مقدار را نصف کن

halver size

اندازه را نصف کن

halver time

زمان را نصف کن

halver speed

سرعت را نصف کن

halver effort

کوشش را نصف کن

halver portion

مقدار سهم را نصف کن

halver rate

نرخ را نصف کن

جملات نمونه

we aim to halve the carbon emissions by 2030.

ما قصد داریم تا سال ۲۰۳۰ انتشار گازهای گرمایشی را نصف کنیم.

the company plans to halve its losses this quarter.

شرکت قصد دارد در این فصل زیان خود را نصف کند.

could you halve the recipe for me, please?

لطفاً می‌توانید آن را برای من نصف کنید؟

the price of oil has halved in the last six months.

قیمت نفت در ۶ ماه گذشته نصف شده است.

the research suggests we could halve the risk of heart disease.

این تحقیق نشان می‌دهد که ممکن است خطر بیماری قلبی را نصف کنیم.

let's halve the amount of sugar in the cake.

بیایید مقدار قند در کیک را نصف کنیم.

the government hopes to halve unemployment rates.

دولت امیدوار است که نرخ بیکاری را نصف کند.

the drug can halve the duration of the illness.

این دارو می‌تواند مدت بیماری را نصف کند.

they managed to halve the project's budget.

آن‌ها موفق شدند بودجه پروژه را نصف کنند.

the new policy aims to halve the waiting times.

سیاست جدید قصد دارد زمان انتظار را نصف کند.

we need to halve the number of errors in the code.

ما نیاز داریم تعداد خطاها در کد را نصف کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید