twicer

[ایالات متحده]/ˈtwaɪsər/
[بریتانیا]/ˈtwaɪsər/

ترجمه

n. کسی که چیزی را دو بار انجام می‌دهد؛ کسی که دو کار انجام می‌دهد؛ چاپ‌گر و تایپ‌ست (بریتانیا)؛ تقلب‌کننده (بریتانیا)؛ کسی که یک کار را دو بار انجام می‌دهد؛ کسی که دو کار را انجام می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

twicer as nice

دو برابر خوب

twicer the fun

دو برابر سرگرم کننده

twicer the effort

دو برابر تلاش

twicer the price

دو برابر قیمت

twicer as much

دو برابر زیاد

twicer the size

دو برابر اندازه

twicer the speed

دو برابر سرعت

twicer the chance

دو برابر شانس

twicer the impact

دو برابر تاثیر

twicer the strength

دو برابر قدرت

جملات نمونه

he called me twicer before i answered.

او دوبار قبل از پاسخ من با من تماس گرفت.

she had to remind him twicer about the meeting.

او مجبور شد دوبار او را در مورد جلسه یادآوری کند.

i've seen that movie twicer this month.

من این فیلم را این ماه دوبار دیده ام.

he checked the report twicer to ensure accuracy.

او گزارش را دوبار برای اطمینان از صحت بررسی کرد.

they asked for the same information twicer.

آنها دوبار برای همان اطلاعات درخواست کردند.

the package was delivered twicer by mistake.

بسته به اشتباه دوبار تحویل داده شد.

i had to explain the rules twicer to the new players.

من مجبور شدم قوانین را دوبار برای بازیکنان جدید توضیح دهم.

he visited the museum twicer last summer.

او تابستان گذشته دوبار از موزه دیدن کرد.

she twicer mentioned her plans for the weekend.

او دوبار برنامه های آخر هفته خود را ذکر کرد.

we had to reschedule the appointment twicer.

ما مجبور شدیم قرار ملاقات را دوبار دوباره زمان‌بندی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید