doubtfully

[ایالات متحده]/'dautfuli/
[بریتانیا]/ˈdaʊtfəlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با عدم قطعیت یا تردید

جملات نمونه

She looked doubtfully at the weather forecast.

او با تردید به پیش‌بینی هوا نگاه کرد.

He nodded doubtfully, unsure of the plan.

او با تردید سر تکان داد، مطمئن نبود که طرح چگونه پیش خواهد رفت.

The witness answered the lawyer's questions doubtfully.

شهادت‌دهنده با تردید به سؤالات وکیل پاسخ داد.

She accepted the offer doubtfully, not fully convinced.

او پیشنهاد را با تردید پذیرفت، کاملاً متقاعد نبود.

He spoke doubtfully about the new project's success.

او با تردید در مورد موفقیت پروژه جدید صحبت کرد.

The professor raised his eyebrow doubtfully at the student's explanation.

استاد با تعجب و تردید به توضیح دانشجو نگاه کرد.

The team leader listened doubtfully to the proposed changes.

رهبر تیم با تردید به تغییرات پیشنهادی گوش داد.

She glanced doubtfully at the unfamiliar menu.

او با تردید به منوی ناآشنا نگاه کرد.

He approached the situation doubtfully, unsure of the outcome.

او با تردید به این وضعیت نزدیک شد، مطمئن نبود که نتیجه چه خواهد بود.

The teacher looked doubtfully at the student's excuse for being late.

معلم با تردید به بهانه دیر رسیدن دانشجو نگاه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید