look skeptically
نگاه کردن با شک
respond skeptically
پاسخ دادن با شک
nod skeptically
سر تکان دادن با شک
smile skeptically
لبخند زدن با شک
consider skeptically
در نظر گرفتن با شک
view skeptically
نگاه کردن با شک
speak skeptically
با شک صحبت کردن
react skeptically
واکنش نشان دادن با شک
approach skeptically
با شک نزدیک شدن
think skeptically
با شک فکر کردن
she looked at the proposal skeptically.
او با شک به پیشنهاد نگاه کرد.
the scientists approached the results skeptically.
دانشمندان با شک به نتایج نزدیک شدند.
he raised an eyebrow skeptically at the claims.
او با تعجب و شک به ادعاها نگاه کرد.
they listened skeptically to the politician's promises.
آنها با شک به وعدههای سیاستمدار گوش دادند.
she smiled skeptically at his explanation.
او با شک به توضیحات او لبخند زد.
he responded skeptically to the new policy.
او با شک به سیاست جدید پاسخ داد.
the audience reacted skeptically to the magician's tricks.
مخاطبان با شک به شعبده های جادوگر واکنش نشان دادند.
she approached the investment opportunity skeptically.
او با شک به فرصت سرمایه گذاری نزدیک شد.
he examined the evidence skeptically before making a decision.
او قبل از تصمیم گیری مدارک را با شک بررسی کرد.
they discussed the theory skeptically during the meeting.
آنها در طول جلسه با شک در مورد نظریه بحث کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید