skeptically

[ایالات متحده]/ˈskɛptɪkli/
[بریتانیا]/ˈskɛptɪkli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت مشکوک یا سوالی

عبارات و ترکیب‌ها

look skeptically

نگاه کردن با شک

respond skeptically

پاسخ دادن با شک

nod skeptically

سر تکان دادن با شک

smile skeptically

لبخند زدن با شک

consider skeptically

در نظر گرفتن با شک

view skeptically

نگاه کردن با شک

speak skeptically

با شک صحبت کردن

react skeptically

واکنش نشان دادن با شک

approach skeptically

با شک نزدیک شدن

think skeptically

با شک فکر کردن

جملات نمونه

she looked at the proposal skeptically.

او با شک به پیشنهاد نگاه کرد.

the scientists approached the results skeptically.

دانشمندان با شک به نتایج نزدیک شدند.

he raised an eyebrow skeptically at the claims.

او با تعجب و شک به ادعاها نگاه کرد.

they listened skeptically to the politician's promises.

آنها با شک به وعده‌های سیاستمدار گوش دادند.

she smiled skeptically at his explanation.

او با شک به توضیحات او لبخند زد.

he responded skeptically to the new policy.

او با شک به سیاست جدید پاسخ داد.

the audience reacted skeptically to the magician's tricks.

مخاطبان با شک به شعبده های جادوگر واکنش نشان دادند.

she approached the investment opportunity skeptically.

او با شک به فرصت سرمایه گذاری نزدیک شد.

he examined the evidence skeptically before making a decision.

او قبل از تصمیم گیری مدارک را با شک بررسی کرد.

they discussed the theory skeptically during the meeting.

آنها در طول جلسه با شک در مورد نظریه بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید