downed

[ایالات متحده]/daʊnd/
[بریتانیا]/daʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به زمین آوردن یا شکست دادن

عبارات و ترکیب‌ها

downed aircraft

هواپیمای سرنگون شده

downed pilot

خلبان سرنگون شده

downed power

برق قطع شده

downed tree

درخت افتاده

downed enemy

دشمن سرنگون شده

downed signal

سیگنال قطع شده

downed system

سیستم از کار افتاده

downed beverage

نوشیدنی ریخته شده

downed server

سرور از کار افتاده

downed opponent

حریف سرنگون شده

جملات نمونه

the pilot downed the aircraft safely.

خلبان هواپیما را با موفقیت فرود آورد.

he downed a glass of water in one go.

او یک لیوان آب را یکجا نوشید.

the team downed their rivals in the championship.

تیم رقبای خود را در مسابقات قهرمانی شکست داد.

she downed the last slice of pizza.

او آخرین تکه پیتزا را خورد.

the storm downed several trees in the park.

طوفان چند درخت را در پارک واژگون کرد.

he downed the challenge with ease.

او چالش را با سهولت انجام داد.

the player downed the ball with a powerful serve.

بازیکن توپ را با یک سرویس قدرتمند فرود آورد.

they downed the enemy forces quickly.

آنها به سرعت نیروهای دشمن را شکست دادند.

she downed her fears and took the leap.

او ترس های خود را کنار گذاشت و پرید.

the technician downed the system for maintenance.

تکنسین سیستم را برای نگهداری خاموش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید