downed aircraft
هواپیمای سرنگون شده
downed pilot
خلبان سرنگون شده
downed power
برق قطع شده
downed tree
درخت افتاده
downed enemy
دشمن سرنگون شده
downed signal
سیگنال قطع شده
downed system
سیستم از کار افتاده
downed beverage
نوشیدنی ریخته شده
downed server
سرور از کار افتاده
downed opponent
حریف سرنگون شده
the pilot downed the aircraft safely.
خلبان هواپیما را با موفقیت فرود آورد.
he downed a glass of water in one go.
او یک لیوان آب را یکجا نوشید.
the team downed their rivals in the championship.
تیم رقبای خود را در مسابقات قهرمانی شکست داد.
she downed the last slice of pizza.
او آخرین تکه پیتزا را خورد.
the storm downed several trees in the park.
طوفان چند درخت را در پارک واژگون کرد.
he downed the challenge with ease.
او چالش را با سهولت انجام داد.
the player downed the ball with a powerful serve.
بازیکن توپ را با یک سرویس قدرتمند فرود آورد.
they downed the enemy forces quickly.
آنها به سرعت نیروهای دشمن را شکست دادند.
she downed her fears and took the leap.
او ترس های خود را کنار گذاشت و پرید.
the technician downed the system for maintenance.
تکنسین سیستم را برای نگهداری خاموش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید