downplayer

[ایالات متحده]/ˈdaʊnˌpleɪə/
[بریتانیا]/ˈdaʊnˌpleɚ/

ترجمه

v. برای کاهش اهمیت، ارزش یا قدرت چیزی؛ برای دست کم گرفتن یا کوچک شمردن؛ برای کم اهمیت جلوه دادن یا چیزی را کمتر مهم نشان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

downplayer effect

اثر پایین‌آور

downplayer mentality

نگرش پایین‌آور

downplayer behavior

رفتار پایین‌آور

downplayer attitude

حالت روحی پایین‌آور

downplayer response

واکنش پایین‌آور

downplayer strategy

استراتژی پایین‌آور

downplayer narrative

داستان‌سرایی پایین‌آور

downplayer influence

تاثیرگذاری پایین‌آور

downplayer stance

موضع پایین‌آور

downplayer language

زبان پایین‌آور

جملات نمونه

he tends to be a downplayer of his achievements.

او معمولاً دستاورد های خود را کم اهمیت جلوه می‌دهد.

as a downplayer, she often minimizes her contributions in meetings.

به عنوان یک فردی که دستاورد های خود را کم اهمیت جلوه می‌دهد، او اغلب مشارکت های خود را در جلسات کم اهمیت جلوه می‌دهد.

downplayers often avoid taking credit for their work.

افرادی که دستاورد های خود را کم اهمیت جلوه می‌دهند، اغلب از گرفتن اعتبار برای کارشان اجتناب می‌کنند.

he is a downplayer when it comes to discussing his skills.

وقتی صحبت از صحبت کردن در مورد مهارت هایش می شود، او دستاورد های خود را کم اهمیت جلوه می‌دهد.

being a downplayer can sometimes hinder career advancement.

گاهی اوقات کم اهمیت جلوه دادن دستاوردها می‌تواند پیشرفت شغلی را مختل کند.

it's common for downplayers to feel uncomfortable with praise.

برای افرادی که دستاورد های خود را کم اهمیت جلوه می‌دهند، احساس ناراحتی با تعریف و تمجید معمول است.

he is known as a downplayer in the competitive industry.

او به عنوان فردی که دستاورد های خود را کم اهمیت جلوه می‌دهد، در صنعت رقابتی شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید