downspin

[ایالات متحده]/ˈdaʊnspɪn/
[بریتانیا]/ˈdaʊnspɪn/

ترجمه

n. کاهش ناگهانی در شرایط اقتصادی; افت شدید (در قیمت‌ها، بهره‌وری و غیره); وضعیت بدتر شدن
Word Forms
جمعdownspins

عبارات و ترکیب‌ها

downspin economy

اقتصاد نزولی

downspin trend

روند نزولی

downspin phase

فاز نزولی

downspin cycle

چرخه نزولی

downspin market

بازار نزولی

downspin period

دوره نزولی

downspin risk

ریسک نزولی

downspin effect

اثر نزولی

downspin signal

سیگنال نزولی

جملات نمونه

the economy is facing a downspin due to recent events.

اقتصاد با توجه به وقایع اخیر در حال نزول است.

many companies are experiencing a downspin in sales.

بسیاری از شرکت‌ها در حال تجربه کاهش فروش هستند.

investors are worried about the downspin in the stock market.

سرمایه‌گذاران نگران کاهش در بازار سهام هستند.

the downspin in the housing market has affected many families.

کاهش در بازار مسکن بر بسیاری از خانواده‌ها تأثیر گذاشته است.

she noticed a downspin in her mood after the bad news.

او پس از اخبار بد متوجه کاهش در روحیه خود شد.

the team went through a downspin after losing several games.

تیم پس از باختن چند مسابقه دچار افت شد.

experts predict a downspin in the job market next year.

متخصصان پیش‌بینی می‌کنند که سال آینده بازار کار دچار کاهش خواهد شد.

the company's profits have seen a significant downspin this quarter.

در این فصل، سود شرکت به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

his career took a downspin after the scandal.

پس از رسوایی، شغل او دچار افت شد.

during the downspin, many people lost their jobs.

در زمان کاهش، بسیاری از افراد شغل خود را از دست دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید