drably

[ایالات متحده]/ˈdræb.li/
[بریتانیا]/ˈdræb.li/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای کسل‌کننده و غیرجذاب؛ فاقد زندگی یا درخشندگی؛ به روشی بی‌رنگ یا غیرالهام‌بخش

عبارات و ترکیب‌ها

drably dressed

لباس‌های بی‌روح

drably colored

رنگ‌های بی‌روح

drably lit

نورپردازی بی‌روح

drably designed

طراحی بی‌روح

drably stated

بیان بی‌روح

drably presented

ارائه بی‌روح

drably portrayed

تصویرسازی بی‌روح

drably written

نوشتار بی‌روح

drably executed

اجرای بی‌روح

drably arranged

چیدمان بی‌روح

جملات نمونه

she dressed drably for the party.

او برای مهمانی به طرز بی‌رماتی لباس پوشید.

the room was painted drably, lacking any color.

اتاق به طرز بی‌رماتی رنگ شده بود، هیچ رنگی وجود نداشت.

his drably written report failed to impress the audience.

گزارش بی‌رمانه او نتوانست مخاطبان را تحت تاثیر قرار دهد.

the weather was drably gray all week.

هوا کل هفته به طرز بی‌رماتی خاکستری بود.

they lived in a drably furnished apartment.

آنها در یک آپارتمان با وسایل بی‌رمانه زندگی می‌کردند.

her drably colored shoes didn't match her outfit.

کفش‌های بی‌رنگ او با لباسش همخوانی نداشت.

he spoke drably, making the lecture hard to follow.

او به طرز بی‌رمانی صحبت کرد و باعث شد سخنرانی را درک کردن سخت باشد.

the film was drably produced, lacking excitement.

فیلم به طرز بی‌رمانی تولید شده بود و فاقد هیجان بود.

her drably decorated office felt uninspiring.

دفتر بی‌رمانه تزئین شده او غیر الهام بخش به نظر می‌رسید.

he wrote drably, which made his story boring.

او به طرز بی‌رمانی نوشت که داستانش را خسته کننده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید