emotionally draining
خسته کننده از نظر احساسی
mentally draining
خسته کننده از نظر ذهنی
down the drain
در چاه
brain drain
فرار مغزها
floor drain
چاهک کف
drain off
خارج کردن
drain well
به خوبی زهکشی شود
drain valve
شیر تخلیه
water drain
تخلیه آب
drain pipe
لوله تخلیه
drain water
آب تخلیه شده
drain away
دور ریختن
drain from
تخلیه از
drain line
خط تخلیه
oil drain
تخلیه روغن
drain current
جریان تخلیه
sand drain
زهکش ماسه
drain tank
تخلیه مخزن
drain hole
سوراخ تخلیه
drain out
تخلیه کردن
drain tube
لوله تخلیه
The old lady's strength is draining away.
قدرت پیرزن در حال تحلیل رفتن است.
His passion was slowly draining from him.
اشتیاق او به آرامی از او تحلیل میرفت.
my mother's hospital bills are draining my income.
هزینههای بیمارستانی مادرم منبع درآمد من را تحلیل میکند.
Now that price are rising so fast, all my money is draining away.
با توجه به افزایش سریع قیمتها، تمام پول من در حال تحلیل رفتن است.
Draining mountains of everlasting snow, the river twists for nineteen hundred miles.
در حال تخلیه کوههای پوشیده از برف دائمی، رودخانه به مسافت ۱۹۰۰ مایل پیچ و تاب میخورد.
The dilated ectopic ureters draining the bilateral hydronephrotic upper renal segments issued into vaginal vestibule and caused urinary incontinence.
اورترهای اکتوپیک گشاد شده که حوضچه های کلیوی فوقانی دوطرفه را تخلیه می کردند، وارد واژینال و باعث نشت ادرار شدند.
Winterize head, holding tank and fresh water system by draining or filling with non-toxic anti-freeze.
برای محافظت از سرما، مخزن و سیستم آب تازه را با تخلیه یا پر کردن با ضد یخ غیر سمی آماده کنید.
Waste draining pipe, offlet or drain pipe should be connected to the main pipe;each pipe should connect two valves with the most possible short valve-to-valve pipe length.
لوله تخلیه فاضلاب، منفذ یا لوله تخلیه باید به لوله اصلی متصل شود؛ هر لوله باید دو شیر را با کوتاهترین طول ممکن لوله شیر به شیر متصل کند.
It may also be referred to as "draining" (when exploring drains) "urban spelunking", "urban caving", or "building hacking".
این ممکن است به آن به عنوان "دفع" (هنگام بررسی فاضلاب) "کاوش شهری", "غار شهری" یا "هک ساختمان" گفته شود.
And that's just like water when it goes down the drain when we're draining water.
این دقیقا مثل آبی است که وارد فاضلاب می شود وقتی که ما در حال تخلیه آب هستیم.
منبع: Elliot teaches British English." His behavior can be emotionally draining, but if you survive, it works, " Hoffman said.
رفتار او می تواند از نظر احساسی خسته کننده باشد، اما اگر زنده بمانید، جواب می دهد،" هافمن گفت.
منبع: Steve Jobs BiographyAnd it was just kind of draining.
و فقط کمی خسته کننده بود.
منبع: Cambridge top student book sharingRent is almost draining me of my income.
اجاره تقریبا من را از درآمد من خسته می کند.
منبع: 01 Fan Circle CultureFarmers use ditches for draining water.
کشاورزان از کانال ها برای تخلیه آب استفاده می کنند.
منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500The layer of permafrost beneath prevents water draining away.
لایه یخ زده در زیر سطح از تخلیه آب جلوگیری می کند.
منبع: Nordic Wild Style ChroniclesEcuador president says he scraping a conservation plan designed to prevent oil draining and sanction of amazon reinforce.
رئیس جمهور اکوادور می گوید که در حال از بین بردن یک طرح حفاظت است که برای جلوگیری از تخلیه نفت و تقویت تحریم های آمازون طراحی شده است.
منبع: NPR News August 2013 CompilationThe brains are, sort of, draining out of the country.
مغزها، تا حدودی، در حال خارج شدن از کشور هستند.
منبع: VOA Special July 2018 CollectionYou find social interactions draining and you prefer to work alone.
شما تعاملات اجتماعی را خسته کننده می یابید و ترجیح می دهید به تنهایی کار کنید.
منبع: Science in Life" The Dark Lord, " he said, raising his glass and draining it.
« ارباب تاریکی، » او گفت، در حالی که لیوانش را بالا می برد و آن را خالی می کرد.
منبع: 6. Harry Potter and the Half-Blood Princeلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید