sapping

[ایالات متحده]/ˈsæpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsæpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تدریج قدرت یا حیات کسی یا چیزی را تضعیف کردن; به تدریج قدرت یا حیات کسی را مصرف کردن
n. عملیات نزدیک به برش; کاهش قدرت

عبارات و ترکیب‌ها

sapping energy

کاهش انرژی

sapping strength

کاهش قدرت

sapping resources

کاهش منابع

sapping morale

کاهش روحیه

sapping motivation

کاهش انگیزه

sapping vitality

کاهش شادابی

sapping time

کاهش زمان

sapping enthusiasm

کاهش اشتیاق

sapping spirit

کاهش روحیه

جملات نمونه

running a marathon can be sapping for even the most experienced athletes.

ماراتن می‌تواند حتی برای ورزشکاران باتجربه نیز طاقت‌فرسا باشد.

the long hours at work were sapping my energy.

ساعات طولانی کار باعث کاهش انرژی من می‌شد.

she felt sapping fatigue after the intense workout.

او بعد از تمرین شدید، خستگی طاقت‌فرسا احساس کرد.

the constant stress was sapping his motivation.

استرس مداوم باعث کاهش انگیزه او می‌شد.

her illness was sapping her strength day by day.

بیماری او روز به روز باعث کاهش قدرت او می‌شد.

too much screen time can be sapping for your eyes.

تماشای بیش از حد صفحه نمایش می‌تواند برای چشمان شما طاقت‌فرسا باشد.

the heat was sapping the energy from everyone at the picnic.

گرما باعث کاهش انرژی همه در پیک‌نیک می‌شد.

his sapping workload left him little time for family.

بار کاری طاقت‌فرسا او زمان کمی برای خانواده‌اش باقی گذاشت.

she found the endless meetings sapping her enthusiasm.

او جلسات بی‌پایان را باعث کاهش اشتیاق او می‌دانست.

the sapping effects of the cold weather made it hard to stay active.

اثرات طاقت‌فرسا آب و هوای سرد باعث می‌شد فعال ماندن سخت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید