dramaticss

[ایالات متحده]/druːˈmætɪks/
[بریتانیا]/druˈmætɪks/

ترجمه

n. هنر درام یا اجرای تئاتر؛ بازیگری؛ اجرا؛ فنون صحنه

عبارات و ترکیب‌ها

dramaticss class

کلاس دراماتیک

dramaticss performance

اجرای دراماتیک

dramaticss scene

صحنه دراماتیک

dramaticss club

باشگاه دراماتیک

dramaticss workshop

کارگاه دراماتیک

dramaticss script

فیلمنامه دراماتیک

dramaticss techniques

تکنیک های دراماتیک

dramaticss talent

استعداد دراماتیک

dramaticss festival

جشنواره دراماتیک

dramaticss director

کارگردان دراماتیک

جملات نمونه

she decided to study dramatics at university.

او تصمیم گرفت در دانشگاه نمایش را مطالعه کند.

the dramatics club put on an amazing performance.

گروه نمایش یک اجرای فوق العاده ارائه داد.

he has a passion for dramatics and acting.

او علاقه زیادی به نمایش و بازیگری دارد.

many students are involved in dramatics at school.

بسیاری از دانش آموزان در مدرسه درگیر نمایش هستند.

her dramatics skills impressed the judges.

مهارت های نمایشی او داوران را تحت تاثیر قرار داد.

they organized a dramatics workshop for beginners.

آنها یک کارگاه نمایش برای مبتدیان برگزار کردند.

he enjoys watching dramatics on television.

او از تماشای نمایش در تلویزیون لذت می برد.

she performed in several dramatics festivals.

او در چندین جشنواره نمایش اجرا کرد.

his interest in dramatics began at a young age.

علاقه او به نمایش از سن جوانی شروع شد.

the dramatics scene in this city is vibrant.

صحنه نمایش در این شهر پر جنب و جوش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید