draughtiest

[ایالات متحده]/'drɑːftɪ/
[بریتانیا]/'drɑfti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. drafty

عبارات و ترکیب‌ها

a draughty room

اتاق سرد و نمناک

feeling draughty

احساس سرما و نم

جملات نمونه

she put us in that draughty morgue of a sitting room.

او ما را در آن سردخانه زهوار در رفته نشیمن قرار داد.

anyone would get pneumonia living in that draughty old house.

هر کسی که در آن خانه قدیمی زهوار در رفته زندگی کند، دچار پنومونی می شود.

Owen seated his guests in the draughty baronial hall.

اوون مهمانان خود را در تالار بارونال سرد و خاکی نشاند.

The old house was draughty in the winter.

آن خانه قدیمی در زمستان زهوار در رفته بود.

She complained about the draughty window in her office.

او در مورد پنجره زهوار در رفته در دفترش شکایت کرد.

They decided to install draught excluders to prevent draughty rooms.

آنها تصمیم گرفتند برای جلوگیری از اتاق های زهوار در رفته، بستنده های هوا نصب کنند.

The draughty attic made it difficult to keep warm.

آن اتاق زیر شیروانی زهوار در رفته باعث می شد گرم نگه داشتن آن دشوار باشد.

He wore a scarf to protect himself from the draughty weather outside.

او برای محافظت از خود در برابر هوای سرد بیرون، شال پوشید.

The draughty corridor made the whole building feel cold.

آن راهروی زهوار در رفته باعث می شد کل ساختمان سرد به نظر برسد.

They sealed the draughty gaps around the windows with silicone.

آنها شکاف های زهوار در رفته اطراف پنجره ها را با سیلیکون درزگیری کردند.

The draughty barn needed repairs to keep the animals warm.

آن انبار زهوار در رفته برای گرم نگه داشتن حیوانات به تعمیرات نیاز داشت.

He shivered in the draughty room despite wearing a thick sweater.

او با وجود پوشیدن یک ژاکت ضخیم در اتاق سرد لرزید.

نمونه‌های واقعی

A hollow existence in a large and draughty house, with a man who bores her to death.

یک وجود پوچ در خانه‌ای بزرگ و ن drafty، با مردی که او را به مرگ می‌رساند.

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 5

And the staff scattered in a warren of draughty old offices nearby will soon be under one 21st-century roof.

و کارکنانی که در میان انبوهی از ادارات قدیمی و drafty در نزدیکی پراکنده شده اند، به زودی زیر یک سقف قرن بیست و یکم خواهند بود.

منبع: The Economist (Summary)

'Entrance passages are very draughty places, and the Channel is like the rest.

''راه های ورودی مکان های بسیار drafty هستند و کانال هم مثل بقیه است.

منبع: A pair of blue eyes (Part 2)

'Though you mightn't think it, it's less draughty than the Corn Exchange in Wickham'.

''اگرچه ممکن است فکر نکنید، اما از بورس کورن در ویکام drafty تر است.

منبع: A handsome face.

She was dressed all in black, and had thrown a black scarf over her head, as the room was cold and draughty.

او همه را با لباس سیاه پوشیده بود و یک روسری سیاه دور سرش انداخته بود، زیرا اتاق سرد و drafty بود.

منبع: The Gadfly (Original Version)

Well, it is a really obscene amount to be paying for your energy, but with older, draughty, less well-insulated properties in the coldest months of the year.

خب، پرداخت هزینه انرژی شما واقعاً یک مقدار زننده است، اما با املاکی قدیمی تر، drafty تر و کمتر عایق بندی شده در سردترین ماه های سال.

منبع: Financial Times Podcast

While the Gryffindor common room and the Great Hall had roaring fires, the draughty corridors had become icy and a bitter wind rattled the windows in the classrooms.

در حالی که اتاق مشترک Gryffindor و تالار بزرگ آتش داشتند، راهروهای drafty یخی شده بودند و یک باد گزنده پنجره های کلاس درس را به لرزه در می آورد.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

They might live in a very draughty Victorian home, which requires a lot of energy to heat it, and so they might be spending much more than average the typical household on energy.

ممکن است در یک خانه ویکتوریایی بسیار drafty زندگی کنند که گرم کردن آن به مقدار زیادی انرژی نیاز دارد و بنابراین ممکن است بیشتر از حد متوسط ​​یک خانواده معمولی هزینه انرژی را متحمل شوند.

منبع: Financial Times Podcast

As it cleared the arch, a figure as bright and gay-clad as the boat rose up in it; a slim girl dressed in light blue silk that fluttered in the draughty wind of the bridge.

همانطور که از زیر طاق عبور می کرد، شخصیتی به اندازه قایق روشن و با لباس های شاد ظاهر شد؛ دختری لاغر که با ابریشم آبی روشن لباس پوشیده بود که در باد drafty پل به رقص در می آمد.

منبع: News from Wuyou Township (Part 2)

It was as large as a barrack; and as it had been built of a soft stone, liable to consume in the eager air of the seaside, it was damp and draughty within and half ruinous without.

این به اندازه یک پادگان بزرگ بود؛ و از آنجایی که از سنگ نرمی ساخته شده بود که در هوای مشتاقانه کنار دریا مستعد مصرف بود، در داخل مرطوب و drafty و در خارج نیمی ویران بود.

منبع: The New Arabian Nights (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید