drawled out
به آرامی گفت
drawled softly
به آرامی و ملایمت گفت
drawled lazily
به کندی و بیحوصلگی گفت
drawled slowly
به آرامی و با حوصله گفت
drawled again
دوباره گفت
drawled sharply
با لحنی تند گفت
drawled casually
به طور غیررسمی گفت
drawled quietly
با صدای آهسته گفت
drawled mockingly
با تمسخر گفت
drawled playfully
با شیطنت گفت
he drawled his words slowly, making sure everyone understood.
او به آرامی کلمات خود را بیان کرد و اطمینان حاصل کرد که همه متوجه شوند.
she drawled in a way that made her sound very relaxed.
او به گونهای صحبت کرد که او را بسیار آرام نشان میداد.
the cowboy drawled his story, captivating the audience.
کاوگ boy داستان خود را با لحنی جذاب تعریف کرد و مخاطبان را مجذوب خود کرد.
he drawled out his response, taking his time to think.
او با حوصله پاسخ خود را بیان کرد و زمانی را برای فکر کردن صرف کرد.
she drawled, "i reckon we should leave soon."
او گفت: "فکر میکنم باید زودتر برویم.”
the teacher drawled during the lecture, making it hard to stay awake.
معلم در طول سخنرانی با لحنی خسته کننده صحبت کرد و ماندن بیدار را دشوار کرد.
he drawled with a thick southern accent, making his words charming.
او با لهجه جنوبی غلیظ صحبت کرد و کلماتش را جذاب کرد.
she drawled out the names of the contestants in a dramatic fashion.
او اسامی داوطلبان را به روشی دراماتیک بیان کرد.
the old man drawled as he reminisced about the past.
مرد پیر در حالی که به گذشته فکر میکرد، با لحنی خاص صحبت کرد.
he drawled, "well, i suppose that could work."
او گفت: "خب، حدس میزنم که این هم میتواند جواب دهد.”
drawled out
به آرامی گفت
drawled softly
به آرامی و ملایمت گفت
drawled lazily
به کندی و بیحوصلگی گفت
drawled slowly
به آرامی و با حوصله گفت
drawled again
دوباره گفت
drawled sharply
با لحنی تند گفت
drawled casually
به طور غیررسمی گفت
drawled quietly
با صدای آهسته گفت
drawled mockingly
با تمسخر گفت
drawled playfully
با شیطنت گفت
he drawled his words slowly, making sure everyone understood.
او به آرامی کلمات خود را بیان کرد و اطمینان حاصل کرد که همه متوجه شوند.
she drawled in a way that made her sound very relaxed.
او به گونهای صحبت کرد که او را بسیار آرام نشان میداد.
the cowboy drawled his story, captivating the audience.
کاوگ boy داستان خود را با لحنی جذاب تعریف کرد و مخاطبان را مجذوب خود کرد.
he drawled out his response, taking his time to think.
او با حوصله پاسخ خود را بیان کرد و زمانی را برای فکر کردن صرف کرد.
she drawled, "i reckon we should leave soon."
او گفت: "فکر میکنم باید زودتر برویم.”
the teacher drawled during the lecture, making it hard to stay awake.
معلم در طول سخنرانی با لحنی خسته کننده صحبت کرد و ماندن بیدار را دشوار کرد.
he drawled with a thick southern accent, making his words charming.
او با لهجه جنوبی غلیظ صحبت کرد و کلماتش را جذاب کرد.
she drawled out the names of the contestants in a dramatic fashion.
او اسامی داوطلبان را به روشی دراماتیک بیان کرد.
the old man drawled as he reminisced about the past.
مرد پیر در حالی که به گذشته فکر میکرد، با لحنی خاص صحبت کرد.
he drawled, "well, i suppose that could work."
او گفت: "خب، حدس میزنم که این هم میتواند جواب دهد.”
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید