| جمع | draymen |
drayman duties
وظایف درایمن
drayman job
شغل درایمن
drayman service
خدمات درایمن
drayman license
گواهینامه درایمن
drayman transport
حمل و نقل درایمن
drayman skills
مهارتهای درایمن
drayman team
تیم درایمن
drayman vehicle
وسیله نقلیه درایمن
drayman experience
تجربه درایمن
drayman work
کار درایمن
the drayman delivered the goods on time.
تحویلکننده کالاها را به موقع تحویل داد.
every drayman knows the best routes in the city.
هر تحویلکننده میداند بهترین مسیرها در شهر کدامند.
the drayman worked hard to transport heavy loads.
تحویلکننده سخت برای حمل بارهای سنگین کار میکرد.
my father used to be a drayman in his youth.
پدرم در جوانی تحویلکننده بود.
the drayman took pride in his work.
تحویلکننده به کار خود افتخار میکرد.
during the festival, the drayman was busy with deliveries.
در طول جشنواره، تحویلکننده مشغول تحویل کالا بود.
many draymen have to deal with traffic daily.
بسیاری از تحویلکنندگان باید به طور روزانه با ترافیک مقابله کنند.
the drayman's horse was well-trained for the job.
اسب تحویلکننده برای این کار به خوبی آموزش دیده بود.
it's important for a drayman to have good stamina.
برای یک تحویلکننده داشتن استقامت خوب مهم است.
he hired a drayman to help with the moving process.
او برای کمک به فرآیند جابجایی یک تحویلکننده استخدام کرد.
drayman duties
وظایف درایمن
drayman job
شغل درایمن
drayman service
خدمات درایمن
drayman license
گواهینامه درایمن
drayman transport
حمل و نقل درایمن
drayman skills
مهارتهای درایمن
drayman team
تیم درایمن
drayman vehicle
وسیله نقلیه درایمن
drayman experience
تجربه درایمن
drayman work
کار درایمن
the drayman delivered the goods on time.
تحویلکننده کالاها را به موقع تحویل داد.
every drayman knows the best routes in the city.
هر تحویلکننده میداند بهترین مسیرها در شهر کدامند.
the drayman worked hard to transport heavy loads.
تحویلکننده سخت برای حمل بارهای سنگین کار میکرد.
my father used to be a drayman in his youth.
پدرم در جوانی تحویلکننده بود.
the drayman took pride in his work.
تحویلکننده به کار خود افتخار میکرد.
during the festival, the drayman was busy with deliveries.
در طول جشنواره، تحویلکننده مشغول تحویل کالا بود.
many draymen have to deal with traffic daily.
بسیاری از تحویلکنندگان باید به طور روزانه با ترافیک مقابله کنند.
the drayman's horse was well-trained for the job.
اسب تحویلکننده برای این کار به خوبی آموزش دیده بود.
it's important for a drayman to have good stamina.
برای یک تحویلکننده داشتن استقامت خوب مهم است.
he hired a drayman to help with the moving process.
او برای کمک به فرآیند جابجایی یک تحویلکننده استخدام کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید