frightfully

[ایالات متحده]/fraitfəli/
[بریتانیا]/ˈfraɪtfəlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شدت، به طرز وحشتناک; به روشی ترسناک

عبارات و ترکیب‌ها

frightfully cold

بسیار سرد

frightfully scared

بسیار ترسیده

frightfully nervous

بسیار مضطرب

frightfully busy

بسیار پرمشغله

frightfully loud

بسیار بلند

frightfully dark

بسیار تاریک

جملات نمونه

it was frightfully hot.

هوای آن روز به طرز وحشتناکی گرم بود.

that girl was frightfully superior.

آن دختر به طرز وحشتناکی برتر بود.

it's a frightfully spiffing idea.

ایده ای به طرز وحشتناکی عالی است.

frightfully good at playing the piano

به طرز وحشتناکی در نواختن پیانو خوب است.

frightfully busy with work

به طرز وحشتناکی با کار مشغول است.

frightfully nervous before the performance

قبل از اجرا به طرز وحشتناکی عصبی بود.

frightfully dark in the room

اتاق به طرز وحشتناکی تاریک بود.

نمونه‌های واقعی

Yes, Minister, it's frightfully good fun. - Yeah.

بله، وزیر، خیلی سرگرم کننده است. - بله.

منبع: Yes, Minister Season 3

Has it occurred to you that your wife is frightfully unhappy?

آیا به ذهنتان رسیده که همسرتان به طرز ترسناکی ناراضی است؟

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

But a century ago, the Bloomsbury set were frightfully snobbish about her.

اما صد سال پیش، گروه بلومزبری در مورد او به طرز ترسناکی متکبر بودند.

منبع: The Economist (Summary)

Must be frightfully difficult to concentrate if you keep being woken up.

اگر مدام از خواب بیدار شوید، متمرکز شدن باید به طرز ترسناکی دشوار باشد.

منبع: Yes, Minister Season 2

I always handle Ludo so frightfully well.

من همیشه به طرز ترسناکی خوب لودو را انجام می دهم.

منبع: Yes, Minister Season 3

And if they're not the sort who blub, they become frightfully hard and butch.

و اگر آنها از نوعی نیستند که زاری کنند، به طرز ترسناکی سخت و خشن می شوند.

منبع: Yes, Minister Season 3

He had become frightfully cunning. " Wendy, " he said, " how we should all respect you" .

او به طرز ترسناکی حیله گر شده بود. "وندی،" او گفت، "چگونه همه ما باید به شما احترام بگذاریم؟"

منبع: Peter Pan

The Nautilus, sometimes lying on its side, sometimes standing on end like a mast, rolled and pitched frightfully.

نوتيلوس، گاهی روی پهلو، گاهی ایستاده مانند دکل، به طرز ترسناکی چرخید و تاب خورد.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

Yes, funny enough, a friend of mine was around here this afternoon, and was frightfully interested in it.

بله، جالب است، یکی از دوستان من امروز بعد از ظهر اینجا بود و به طرز ترسناکی در آن علاقه داشت.

منبع: Yes, Minister Season 3

I do understand the Committee's concern, but you see, it does get frightfully cold in Herefordshire in winter.

من نگرانی کمیته را درک می کنم، اما می بینید، در زمستان در هرسیفوردشایر به طرز ترسناکی سرد می شود.

منبع: Yes, Minister Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید