dreaminesses

[ایالات متحده]/ˈdriːmɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈdriːmɪnəsɪz/

ترجمه

n. حالت رویایی یا گم شدن در فکر

عبارات و ترکیب‌ها

sweet dreaminesses

خوشایند بودن‌ها

ethereal dreaminesses

رویاپردازی‌های اثیری

whimsical dreaminesses

رویاپردازی‌های عجیب و غریب

soft dreaminesses

رویاپردازی‌های ملایم

fleeting dreaminesses

رویاپردازی‌های زودگذر

serene dreaminesses

رویاپردازی‌های آرام

vivid dreaminesses

رویاپردازی‌های زنده

romantic dreaminesses

رویاپردازی‌های عاشقانه

mystical dreaminesses

رویاپردازی‌های عرفانی

gentle dreaminesses

رویاپردازی‌های لطیف

جملات نمونه

the dreaminesses of childhood often linger in our memories.

حسرت‌های دوران کودکی اغلب در خاطرات ما باقی می‌مانند.

her paintings capture the dreaminesses of the landscape.

نقاشی‌های او، حسرت‌های منظره را به تصویر می‌کشند.

in his poetry, he explores the dreaminesses of love.

در شعر او، حسرت‌های عشق مورد بررسی قرار می‌گیرد.

the film was filled with dreaminesses that enchanted the audience.

فیلم مملو از حسرت‌هایی بود که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

her voice had a certain dreaminesses that captivated everyone.

صدای او دارای حسرت خاصی بود که همه را مجذوب خود کرد.

they talked about the dreaminesses of their future together.

آنها در مورد حسرت‌های آینده خود با هم صحبت کردند.

the dreaminesses of summer nights are unforgettable.

حسرت‌های شب‌های تابستان فراموش‌نشدنی است.

her story was filled with dreaminesses that transported the reader.

داستان او مملو از حسرت‌هایی بود که خواننده را به مکان دیگری منتقل می‌کرد.

he often gets lost in the dreaminesses of his imagination.

او اغلب در حسرت‌های تخیل خود گم می‌شود.

they enjoyed the dreaminesses of the evening sky.

آنها از حسرت‌های آسمان شب لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید