dreamlands

[ایالات متحده]/'driːmlænd/
[بریتانیا]/'drimlænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکانی یا حالتی از بودن که رویاها در آن اتفاق می‌افتند، حالتی از خواب.

جملات نمونه

a digital dreamland where you'll pay bills with a click of the mouse.

یک سرزمین دیجیتالی رویایی که با یک کلیک ماوس، قبوض را پرداخت خواهید کرد.

That girl over there looks like she’s in dreamland.

آن دختر آنجا به نظر می‌رسد که در سرزمین رویایی است.

The snowflake of cover with is the butterfly for dance in the wind and collect to remember fondly of fragrant, deliver benedictory fragrance of flower, take you into sweet dreamland!

برفکی که با پوشش همراه است، مانند یک پروانه برای رقص در باد و جمع آوری برای به یاد آوردن عطر دلپذیر، عطر موعود گل را به ارمغان می‌آورد، شما را به سرزمین رویایی شیرین می‌برد!

to drift off into dreamland

به سرزمین رویایی سر بخورید.

to escape to dreamland

به سرزمین رویایی فرار کنید.

to daydream in dreamland

در سرزمین رویایی غرق در خیال شوید.

to explore the depths of dreamland

اعماق سرزمین رویایی را کشف کنید.

to create a magical dreamland

یک سرزمین رویایی جادویی خلق کنید.

to get lost in dreamland

در سرزمین رویایی گم شوید.

to wander through dreamland

در سرزمین رویایی سرگردان شوید.

to build a castle in dreamland

یک قلعه در سرزمین رویایی بسازید.

to experience an adventure in dreamland

یک ماجراجویی در سرزمین رویایی تجربه کنید.

to find peace and tranquility in dreamland

صلح و آرامش را در سرزمین رویایی بیابید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید