dressy outfit
لباس شیک
dressy shoes
کفش شیک
dressy attire
لباس مجلسی
dressy event
مهمانی شیک
dressy look
ظاهر شیک
dressy style
سبک شیک
dressy dress
لباس شیک
dressy jacket
ژاکت شیک
dressy blouse
بلوز شیک
dressy pants
شلوار شیک
she wore a dressy outfit to the wedding.
او یک لباس شیک برای عروسی پوشید.
his dressy shoes were perfect for the gala.
کفشهای شیک او برای مهمانی شام عالی بودند.
this restaurant has a dressy atmosphere.
این رستوران دارای فضایی شیک است.
he prefers dressy attire for business meetings.
او ترجیح میدهد برای جلسات کاری لباس شیک بپوشد.
she accessorized her dressy look with elegant jewelry.
او ظاهر شیک خود را با جواهرات ظریف تزئین کرد.
dressy events often require a formal dress code.
مناسبات شیک اغلب به یک قانون لباس رسمی نیاز دارند.
they chose a dressy venue for their anniversary celebration.
آنها یک مکان شیک برای جشن سالگرد ازدواج خود انتخاب کردند.
he felt out of place in his casual clothes at the dressy party.
او در مهمانی شیک با لباسهای معمولی خود احساس بیگانگی کرد.
her dressy style is admired by many.
سبک شیک او مورد تحسین بسیاری قرار دارد.
they planned a dressy picnic for the summer.
آنها یک پیک نیک شیک برای تابستان برنامه ریزی کردند.
dressy outfit
لباس شیک
dressy shoes
کفش شیک
dressy attire
لباس مجلسی
dressy event
مهمانی شیک
dressy look
ظاهر شیک
dressy style
سبک شیک
dressy dress
لباس شیک
dressy jacket
ژاکت شیک
dressy blouse
بلوز شیک
dressy pants
شلوار شیک
she wore a dressy outfit to the wedding.
او یک لباس شیک برای عروسی پوشید.
his dressy shoes were perfect for the gala.
کفشهای شیک او برای مهمانی شام عالی بودند.
this restaurant has a dressy atmosphere.
این رستوران دارای فضایی شیک است.
he prefers dressy attire for business meetings.
او ترجیح میدهد برای جلسات کاری لباس شیک بپوشد.
she accessorized her dressy look with elegant jewelry.
او ظاهر شیک خود را با جواهرات ظریف تزئین کرد.
dressy events often require a formal dress code.
مناسبات شیک اغلب به یک قانون لباس رسمی نیاز دارند.
they chose a dressy venue for their anniversary celebration.
آنها یک مکان شیک برای جشن سالگرد ازدواج خود انتخاب کردند.
he felt out of place in his casual clothes at the dressy party.
او در مهمانی شیک با لباسهای معمولی خود احساس بیگانگی کرد.
her dressy style is admired by many.
سبک شیک او مورد تحسین بسیاری قرار دارد.
they planned a dressy picnic for the summer.
آنها یک پیک نیک شیک برای تابستان برنامه ریزی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید