| جمع | drinkies |
drinky drink
نوشیدن نوشیدن
drinky time
زمان نوشیدن
drinky party
حزب نوشیدن
drinky night
شب نوشیدن
drinky fun
سرگرمی نوشیدن
drinky game
بازی نوشیدن
drinky break
استراحت نوشیدن
drinky friends
دوستان نوشیدن
drinky vibes
فضای نوشیدن
drinky choice
انتخاب نوشیدن
let's grab a drinky after work.
بیایید بعد از کار یک نوشیدنی بگیریم.
she always brings a drinky to the picnic.
او همیشه یک نوشیدنی به پیک نیک می آورد.
would you like a drinky with your meal?
آیا می خواهید با غذای خود یک نوشیدنی داشته باشید؟
he prefers a cold drinky on a hot day.
او ترجیح می دهد در یک روز گرم یک نوشیدنی سرد بنوشد.
they served a refreshing drinky at the party.
آنها یک نوشیدنی خنک کننده در مهمانی سرو کردند.
after the hike, we enjoyed a drinky by the lake.
بعد از پیاده روی، از نوشیدنی کنار دریاچه لذت بردیم.
don't forget to bring a drinky for the road trip.
فراموش نکنید یک نوشیدنی برای سفر جادهای بیاورید.
she likes to try different drinkies at the café.
او دوست دارد نوشیدنی های مختلف را در کافه امتحان کند.
we need to stock up on drinkies for the weekend.
ما باید برای آخر هفته نوشیدنی جمع کنیم.
he ordered a drinky to celebrate his promotion.
او برای جشن گرفتن ارتقای خود سفارش نوشیدنی داد.
drinky drink
نوشیدن نوشیدن
drinky time
زمان نوشیدن
drinky party
حزب نوشیدن
drinky night
شب نوشیدن
drinky fun
سرگرمی نوشیدن
drinky game
بازی نوشیدن
drinky break
استراحت نوشیدن
drinky friends
دوستان نوشیدن
drinky vibes
فضای نوشیدن
drinky choice
انتخاب نوشیدن
let's grab a drinky after work.
بیایید بعد از کار یک نوشیدنی بگیریم.
she always brings a drinky to the picnic.
او همیشه یک نوشیدنی به پیک نیک می آورد.
would you like a drinky with your meal?
آیا می خواهید با غذای خود یک نوشیدنی داشته باشید؟
he prefers a cold drinky on a hot day.
او ترجیح می دهد در یک روز گرم یک نوشیدنی سرد بنوشد.
they served a refreshing drinky at the party.
آنها یک نوشیدنی خنک کننده در مهمانی سرو کردند.
after the hike, we enjoyed a drinky by the lake.
بعد از پیاده روی، از نوشیدنی کنار دریاچه لذت بردیم.
don't forget to bring a drinky for the road trip.
فراموش نکنید یک نوشیدنی برای سفر جادهای بیاورید.
she likes to try different drinkies at the café.
او دوست دارد نوشیدنی های مختلف را در کافه امتحان کند.
we need to stock up on drinkies for the weekend.
ما باید برای آخر هفته نوشیدنی جمع کنیم.
he ordered a drinky to celebrate his promotion.
او برای جشن گرفتن ارتقای خود سفارش نوشیدنی داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید