drivable

[ایالات متحده]/ˈdraɪ.və.bəl/
[بریتانیا]/ˈdraɪ.və.bəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل رانندگی; قابل استفاده یا سفر بر روی

عبارات و ترکیب‌ها

drivable road

جاده قابل رانندگی

drivable surface

سطح قابل رانندگی

drivable area

منطقه قابل رانندگی

drivable path

مسیر قابل رانندگی

drivable terrain

زمین قابل رانندگی

drivable distance

فاصله قابل رانندگی

drivable conditions

شرایط قابل رانندگی

drivable vehicle

وسیله نقلیه قابل رانندگی

drivable route

مسیر قابل رانندگی

drivable access

دسترسی قابل رانندگی

جملات نمونه

the road is now drivable after the repairs.

جاده اکنون پس از تعمیرات قابل رانندگی است.

make sure the car is drivable before the trip.

مطمئن شوید که قبل از سفر ماشین قابل رانندگی باشد.

the weather conditions made the roads barely drivable.

شرایط آب و هوایی باعث شد جاده ها به سختی قابل رانندگی باشند.

we need a drivable vehicle for the off-road adventure.

ما به یک وسیله نقلیه قابل رانندگی برای ماجراجویی خارج از جاده نیاز داریم.

after the storm, only a few streets remained drivable.

بعد از طوفان، تنها چند خیابان قابل رانندگی بودند.

the mechanic ensured the car was fully drivable.

مکانیک اطمینان حاصل کرد که ماشین به طور کامل قابل رانندگی است.

he checked if the old truck was still drivable.

او بررسی کرد که آیا کامیون قدیمی هنوز قابل رانندگی است یا خیر.

they made the necessary adjustments to keep it drivable.

آنها تنظیمات لازم را انجام دادند تا آن را قابل رانندگی نگه دارند.

after the accident, the car was no longer drivable.

پس از حادثه، ماشین دیگر قابل رانندگی نبود.

the new bridge is drivable and connects the two towns.

پل جدید قابل رانندگی است و دو شهر را به هم متصل می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید