The narrow gauge railroad was operable as far as Chinhung-ni and it was decided to establish a railhead there.
راهآهن با عرضاندازه باریک تا حدی که به چینهونگ-نی میرسید، قابل بهرهبرداری بود و تصمیم گرفته شد یک پایانه ریلی در آنجا ایجاد کنند.
Methods One time preoperative infusive chemotherapy via left gastric artery for operable stage Ⅲ cardiac cancer.
روش ها: شیمی درمانی وریدی یک بار قبل از عمل از طریق شریان گاستری چپ برای سرطان قلبی قابل جراحی مرحله III.
Its features are normative, qualificative, operable, inheritable and changeable.
ویژگیهای آن نهادی، کیفی، قابل اجرا، ارثی و قابل تغییر هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید