droplines

[ایالات متحده]/ˈdrɒplaɪn/
[بریتانیا]/ˈdrɑːplaɪn/

ترجمه

n. تیتر افقی که به چند خط تقسیم شده است؛ تراز خط اول به سمت چپ و تراز خط آخر به سمت راست

عبارات و ترکیب‌ها

dropline fishing

ماهیتراشی

dropline system

سیستم ماهیتراشی

dropline method

روش ماهیتراشی

dropline technique

تکنیک ماهیتراشی

dropline installation

نصب ماهیتراشی

dropline setup

راه اندازی ماهیتراشی

dropline design

طراحی ماهیتراشی

dropline feature

ویژگی ماهیتراشی

dropline chart

نمودار ماهیتراشی

dropline support

پشتیبانی ماهیتراشی

جملات نمونه

the dropline is essential for deep-sea fishing.

خط قلاب برای ماهیگیری اعماق ضروری است.

we need to adjust the dropline for better stability.

ما باید خط قلاب را برای پایداری بهتر تنظیم کنیم.

the dropline technique improves our catch rate.

تکنیک خط قلاب نرخ گرفتن ما را بهبود می بخشد.

she tied the dropline securely to the boat.

او خط قلاب را به طور ایمن به قایق بست.

he explained how to use the dropline effectively.

او توضیح داد که چگونه از خط قلاب به طور موثر استفاده کنیم.

the dropline must be tested before use.

باید خط قلاب را قبل از استفاده آزمایش کرد.

they designed a new dropline for the project.

آنها یک خط قلاب جدید برای پروژه طراحی کردند.

understanding the dropline mechanics is crucial.

درک مکانیک خط قلاب بسیار مهم است.

he prefers using a dropline over traditional methods.

او ترجیح می دهد از خط قلاب به جای روش های سنتی استفاده کند.

the dropline helped us reach deeper waters.

خط قلاب به ما کمک کرد تا به آب های عمیق تر برسیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید