droskies

[ایالات متحده]/ˈdrɒski/
[بریتانیا]/ˈdrɑːski/

ترجمه

n. (روسی) یک کالسکه چهار چرخ بدون سقف

عبارات و ترکیب‌ها

drosky ride

سوار شدن در دراسکی

drosky driver

راننده دراسکی

drosky journey

سفر با دراسکی

drosky service

خدمات دراسکی

drosky fare

هزینه دراسکی

drosky station

ایستگاه دراسکی

drosky tour

تور دراسکی

drosky booking

رزرو دراسکی

drosky experience

تجربه دراسکی

drosky adventure

ماجراجویی با دراسکی

جملات نمونه

i took a drosky to the city center.

من با دروشکی به مرکز شهر رفتم.

the drosky driver was very friendly.

راننده دروشکی بسیار مهربان بود.

we enjoyed a scenic ride in the drosky.

ما از یک سفر دیدنی با دروشکی لذت بردیم.

they hired a drosky for their wedding day.

آنها برای روز عروسی خود یک دروشکی اجاره کردند.

the drosky clattered along the cobblestone streets.

دروشکی در امتداد خیابان‌های سنگفرش صدا می‌کرد.

she waved to the drosky as it passed by.

وقتی از کنارش رد می‌شد، به دروشکی دست تکان داد.

we took a romantic drosky ride at sunset.

ما یک سفر عاشقانه با دروشکی در هنگام غروب آفتاب داشتیم.

the drosky was beautifully decorated for the occasion.

دروشکی برای این مناسبت به زیبایی تزئین شده بود.

he preferred traveling by drosky rather than by taxi.

او ترجیح می‌داد به جای تاکسی با دروشکی سفر کند.

it was a delightful experience riding in a drosky.

سوار شدن در دروشکی یک تجربه لذت بخش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید