drumkit

[ایالات متحده]/drʌmkɪt/
[بریتانیا]/drʌmkɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموعه‌ای از ابزارهای تار؛ یک دستگاه تار.
شکل‌های واژه
جمعdrumkits

عبارات و ترکیب‌ها

playing drumkit

تایپ کردن درمکیت

drumkit setup

نصب درمکیت

drumkit stand

پایه درمکیت

drumkit heads

سرهای درمکیت

drumkit pedals

پد درمکیت

tune drumkit

تنظیم درمکیت

drumkit case

کیف درمکیت

drumkit throne

تخته درمکیت

drumkit hardware

برنامه درمکیت

buy drumkit

خرید درمکیت

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید