drunker

[ایالات متحده]/[ˈdrʌŋkə]/
[بریتانیا]/[ˈdrʌŋkər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر مست؛ در حالت مستی بیشتر از شخص دیگری.
adv. تا حد بیشتری؛ عمیق‌تر.

عبارات و ترکیب‌ها

get drunker

سركه تر

much drunker

خیلی بیشتر مست

drunker than

مست تر از

becoming drunker

در حال مست شدن

no drunker

دیگر مست نیست

drunker driver

راننده مست

drunker still

هنوز مست

drunker now

حالا مست

drunker guest

مهمان مست

drunker fellow

همراه مست

جملات نمونه

he was the drunkser of the group, stumbling all over the place.

او خنده‌دارترین فرد در گروه بود، در همه جا سر می‌خورد.

the drunkser driver swerved across three lanes of traffic.

راننده خنده‌دار در سه خط ترافیک منحرف شد.

after several drinks, he became noticeably the drunkser of us all.

بعد از چند نوشیدنی، او به طور قابل توجهی خنده‌دارترین ما شد.

she warned him not to be the drunkser one at the party.

او به او هشدار داد که در مهمانی خنده‌دار نباشد.

the drunkser guest started singing loudly and off-key.

مهمان خنده‌دار شروع به خواندن با صدای بلند و نامناسب کرد.

he's always been the drunkser one after a night out with friends.

او همیشه بعد از یک شب بیرون رفتن با دوستان، خنده‌دارترین بوده است.

the drunkser man tried to start a fight with a lamppost.

مرد خنده‌دار سعی کرد با یک چراغ خیابان درگیر شود.

despite his age, he was still the drunkser at the reunion.

با وجود سنش، او هنوز در دیدار دور همی خنده‌دارترین بود.

she refused to let him drive, knowing he was the drunkser one.

او اجازه نداد او رانندگی کند، زیرا می‌دانست که او خنده‌دارترین است.

the drunkser reveler passed out on the sidewalk.

مهمانی خنده‌دار روی پیاده‌رو از هوش رفت.

he jokingly claimed to be the drunkser in the entire bar.

او به شوخی ادعا کرد که خنده‌دارترین فرد در کل بار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید