drydocked

[ایالات متحده]/ˈdraɪdɒk/
[بریتانیا]/ˈdraɪdɑk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. داکی که خشک است و برای تعمیر کشتی‌ها استفاده می‌شود
v. قرار دادن یک کشتی در داک خشک برای تعمیرات

عبارات و ترکیب‌ها

drydock maintenance

نگهداری خشکدک

drydock facility

امکانات خشکدک

drydock inspection

بازرسی خشکدک

drydock repairs

تعمیرات خشکدک

drydock service

خدمات خشکدک

drydock project

پروژه خشکدک

drydock operations

عملیات خشکدک

drydock scheduling

برنامه ریزی خشکدک

drydock capacity

ظرفیت خشکدک

drydock launch

راه اندازی خشکدک

جملات نمونه

the ship is currently in the drydock for maintenance.

کشتی در حال حاضر برای تعمیرات در خشک‌افزار قرار دارد.

they plan to drydock the vessel next month.

آنها قصد دارند ماه آینده کشتی را به خشک‌افزار ببرند.

drydocking is essential for underwater inspections.

خشک‌افزار برای بازرسی‌های زیرآبی ضروری است.

the drydock was filled with water for the repair work.

برای انجام تعمیرات، خشک‌افزار با آب پر شد.

after the storm, the boat needed to be placed in drydock.

بعد از طوفان، قایق نیاز به قرار گرفتن در خشک‌افزار داشت.

they are upgrading the facilities at the drydock.

آنها در حال ارتقای امکانات در خشک‌افزار هستند.

it's important to schedule a drydock period for large ships.

برنامه‌ریزی برای یک دوره خشک‌افزار برای کشتی‌های بزرگ مهم است.

workers are busy in the drydock repairing the hull.

کارگران در حال تعمیر بدنه در خشک‌افزار مشغول هستند.

the drydock service has been operating for over a decade.

خدمات خشک‌افزار بیش از یک دهه است که فعالیت می‌کند.

we need to check the schedule for the next drydock availability.

ما باید برنامه زمانی برای در دسترس بودن خشک‌افزار بعدی را بررسی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید