drydocks

[ایالات متحده]/ˈdraɪdɒks/
[بریتانیا]/ˈdraɪˌdɑks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلمه جمع drydock

عبارات و ترکیب‌ها

drydocks maintenance

نگهداری خشکدها

drydocks construction

ساخت و ساز خشکدها

drydocks facility

امکانات خشکدها

drydocks services

خدمات خشکدها

drydocks operations

عملیات خشکدها

drydocks projects

پروژه‌های خشکدها

drydocks repairs

تعمیرات خشکدها

drydocks upgrades

ارتقاء خشکدها

drydocks inspections

بازرسی‌های خشکدها

drydocks management

مدیریت خشکدها

جملات نمونه

the ship was taken to the drydocks for repairs.

کشتی برای تعمیرات به خشک‌سازها منتقل شد.

many drydocks are located near major shipping routes.

بسیاری از خشک‌سازها در نزدیکی مسیرهای حمل‌ونقل اصلی واقع شده‌اند.

we need to schedule maintenance at the drydocks.

ما باید تعمیر و نگهداری را در خشک‌سازها برنامه‌ریزی کنیم.

the drydocks can accommodate vessels of various sizes.

خشک‌سازها می‌توانند کشتی‌های با اندازه‌های مختلف را در خود جای دهند.

they are expanding the drydocks to increase capacity.

آنها در حال گسترش خشک‌سازها برای افزایش ظرفیت هستند.

drydocks are essential for the shipbuilding industry.

خشک‌سازها برای صنعت ساخت کشتی ضروری هستند.

after the storm, the drydocks were busy with repairs.

پس از طوفان، خشک‌سازها با تعمیرات مشغول بودند.

he works in the drydocks as a shipwright.

او به عنوان یک کشتی‌ساز در خشک‌سازها کار می‌کند.

safety regulations must be followed in the drydocks.

باید مقررات ایمنی در خشک‌سازها رعایت شود.

the drydocks are equipped with modern technology.

خشک‌سازها مجهز به فناوری مدرن هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید