drypoints

[ایالات متحده]/ˈdraɪpɔɪnt/
[بریتانیا]/ˈdraɪpɔɪnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تکنیک چاپ که شامل حک کردن یک طراحی بر روی یک صفحه است
vi. تولید آثار هنری با استفاده از تکنیک درایپوینت

عبارات و ترکیب‌ها

drypoint print

چاپ خشکنقاشی

drypoint technique

تکنیک خشکنقاشی

drypoint engraving

حکاکی خشکنقاشی

drypoint artist

هنرمند خشکنقاشی

drypoint plate

صفحه خشکنقاشی

drypoint drawing

طرح خشکنقاشی

drypoint image

تصویر خشکنقاشی

drypoint method

روش خشکنقاشی

drypoint process

فرآیند خشکنقاشی

drypoint proof

نسخه آزمایشی خشکنقاشی

جملات نمونه

she created a stunning drypoint print for the exhibition.

او یک چاپ خشک‌نقطه چشمگیر برای نمایشگاه ایجاد کرد.

the artist used a drypoint technique to achieve fine details.

هنرمند از تکنیک خشک‌نقطه برای دستیابی به جزئیات دقیق استفاده کرد.

drypoint is a popular method among printmakers.

خشک‌نقطه یک روش محبوب در بین چاپ‌گران است.

he learned how to make drypoint etchings in art class.

او یاد گرفت که چگونه حکاکی‌های خشک‌نقطه در کلاس هنر درست کند.

the drypoint technique allows for rich textures in prints.

تکنیک خشک‌نقطه به ایجاد بافت‌های غنی در چاپ‌ها اجازه می‌دهد.

she experimented with colors in her drypoint artwork.

او با رنگ‌ها در آثار هنری خشک‌نقطه خود آزمایش کرد.

drypoint prints often have a unique, tactile quality.

چاپ‌های خشک‌نقطه اغلب کیفیت منحصربه‌فرد و لمسی دارند.

he displayed his drypoint pieces at the local gallery.

او آثار خشک‌نقطه خود را در گالری محلی به نمایش گذاشت.

learning drypoint can enhance your skills as an artist.

یادگیری خشک‌نقطه می‌تواند مهارت‌های شما را به عنوان یک هنرمند ارتقا دهد.

she enjoys the process of creating drypoint prints.

او از فرآیند ایجاد چاپ‌های خشک‌نقطه لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید