| جمع | duckeries |
duckery delight
لذت بازیگوشی اردک
duckery adventure
ماجراجویی اردک
duckery pond
گودال اردک
duckery fun
سرگرمی اردک
duckery tales
داستانهای اردک
duckery friends
دوستان اردک
duckery farm
اردک در مزرعه
duckery world
جهان اردک
duckery festival
جشنواره اردک
duckery habitat
زیستگاه اردک
the duckery was filled with quacking sounds.
مرغسرای مملو از صدای قمپیز بود.
we visited the duckery to see the new ducklings.
ما برای دیدن جوجه اردکهای جدید به مرغسرا سر زدیم.
the owner of the duckery took great care of the birds.
صاحب مرغسرا از پرندگان بسیار مراقبت میکرد.
she started a duckery as a part-time business.
او یک مرغسرا را به عنوان یک کسب و کار پاره وقت شروع کرد.
the duckery provided fresh eggs every morning.
مرغسرا هر روز صبح تخم مرغ تازه ارائه میداد.
children love to feed the ducks at the duckery.
بچهها عاشق غذا دادن به اردکها در مرغسرا هستند.
maintaining a duckery requires a lot of effort.
نگهداری از یک مرغسرا نیاز به تلاش زیادی دارد.
the duckery was a popular spot for local families.
مرغسرا یک مکان محبوب برای خانوادههای محلی بود.
she learned about duck breeding at the duckery.
او در مرغسرا در مورد پرورش اردک آموزش دید.
he built a small duckery in his backyard.
او یک مرغسرا کوچک در حیاط پشتی خود ساخت.
duckery delight
لذت بازیگوشی اردک
duckery adventure
ماجراجویی اردک
duckery pond
گودال اردک
duckery fun
سرگرمی اردک
duckery tales
داستانهای اردک
duckery friends
دوستان اردک
duckery farm
اردک در مزرعه
duckery world
جهان اردک
duckery festival
جشنواره اردک
duckery habitat
زیستگاه اردک
the duckery was filled with quacking sounds.
مرغسرای مملو از صدای قمپیز بود.
we visited the duckery to see the new ducklings.
ما برای دیدن جوجه اردکهای جدید به مرغسرا سر زدیم.
the owner of the duckery took great care of the birds.
صاحب مرغسرا از پرندگان بسیار مراقبت میکرد.
she started a duckery as a part-time business.
او یک مرغسرا را به عنوان یک کسب و کار پاره وقت شروع کرد.
the duckery provided fresh eggs every morning.
مرغسرا هر روز صبح تخم مرغ تازه ارائه میداد.
children love to feed the ducks at the duckery.
بچهها عاشق غذا دادن به اردکها در مرغسرا هستند.
maintaining a duckery requires a lot of effort.
نگهداری از یک مرغسرا نیاز به تلاش زیادی دارد.
the duckery was a popular spot for local families.
مرغسرا یک مکان محبوب برای خانوادههای محلی بود.
she learned about duck breeding at the duckery.
او در مرغسرا در مورد پرورش اردک آموزش دید.
he built a small duckery in his backyard.
او یک مرغسرا کوچک در حیاط پشتی خود ساخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید