ductal

[ایالات متحده]/[ˈdʌktəl]/
[بریتانیا]/[ˈdʌktəl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا تحت تأثیر کانال‌ها؛ مربوط به شریان پولمونری.
n. مربوط به کانال‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

ductal stenosis

تنگی مجرا

ductal arch

طاقچه مجرا

ductal closure

بستن مجرا

ductal system

سیستم مجرا

ductal origin

ریشه مجرا

ductal flow

جریان مجرا

ductal ligation

رباط مجرا

ductal anomaly

ناهنجاری مجرا

ductal development

توسعه مجرا

ductal communication

ارتباط مجرا

جملات نمونه

the patient underwent a ductal lavage to assess for ductal fluid.

بیمار تحت شستشوی مجرایی قرار گرفت تا برای ارزیابی وجود مایع مجرایی بررسی شود.

we investigated the presence of ductal obstruction in the neonate.

ما وجود انسداد مجرایی را در نوزاد بررسی کردیم.

ductal stenosis can lead to significant complications in infants.

تنگی مجرایی می‌تواند منجر به عوارض جدی در نوزادان شود.

the ultrasound revealed a dilated ductal system.

سونوگرافی سیستم مجرایی گشاد را نشان داد.

ductal closure typically occurs within the first few days of life.

بستن مجرا معمولاً در چند روز اول زندگی رخ می‌دهد.

a ductal coarctation was identified on the chest x-ray.

تنگی مجرایی در عکس‌برداری از قفسه سینه شناسایی شد.

the pediatric surgeon planned a ductal repair procedure.

جراح اطفال یک روش جراحی ترمیمی مجرا را برنامه‌ریزی کرد.

we monitored the infant for signs of ductal patency.

ما نوزاد را برای علائم باز بودن مجرا رصد کردیم.

ductal anatomy can vary significantly between individuals.

آناتومی مجرا می‌تواند به طور قابل توجهی بین افراد متفاوت باشد.

the study examined ductal development during fetal life.

این مطالعه رشد مجرا در طول زندگی جنینی را بررسی کرد.

persistent ductal flow can cause pulmonary hypertension.

جریان مداوم مجرایی می‌تواند باعث فشار خون ریوی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید