ductwork

[ایالات متحده]/ˈdʌktwɜːk/
[بریتانیا]/ˈdʌktwɜrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیستم لوله‌هایی که برای حمل و نقل هوا یا مایع استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

clean ductwork

تمیز کردن مجرا

ductwork installation

نصب مجرا

ductwork design

طراحی مجرا

insulate ductwork

عایق‌گذاری مجرا

inspect ductwork

بازرسی مجرا

repair ductwork

تعمیر مجرا

ductwork maintenance

نگهداری مجرا

replace ductwork

تعویض مجرا

seal ductwork

درزگیری مجرا

ductwork layout

چیدمان مجرا

جملات نمونه

the contractor installed new ductwork in the building.

نصاب، مجراهای جدید را در ساختمان نصب کرد.

proper ductwork is essential for efficient heating and cooling.

مجراهای مناسب برای گرمایش و سرمایش کارآمد ضروری هستند.

we need to inspect the ductwork for any leaks.

ما باید مجراها را برای هرگونه نشتی بررسی کنیم.

the ductwork design must comply with building codes.

طراحی مجراها باید با مقررات ساختمانی مطابقت داشته باشد.

cleaning the ductwork can improve indoor air quality.

تمیز کردن مجراها می تواند کیفیت هوای داخل را بهبود بخشد.

they are upgrading the ductwork to increase airflow.

آنها در حال ارتقاء مجراها برای افزایش جریان هوا هستند.

the hvac technician checked the ductwork for blockages.

تکنسین HVAC مجراها را برای هرگونه انسداد بررسی کرد.

insulating the ductwork can reduce energy costs.

عایق‌کاری مجراها می‌تواند هزینه‌های انرژی را کاهش دهد.

improper ductwork installation can lead to system inefficiency.

نصب نامناسب مجراها می تواند منجر به ناکارآمدی سیستم شود.

he specializes in residential ductwork installation.

او در نصب مجراهای مسکونی تخصص دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید