duddies

[ایالات متحده]/ˈdʌdi/
[بریتانیا]/ˈdʌdi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (اسکاتلندی) پاره (لباس‌ها و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

duddy old

دودی قدیمی

duddy style

سبک دودی

duddy clothes

لباس‌های دودی

duddy look

ظاهر دودی

duddy design

طراحی دودی

duddy fashion

مد دودی

duddy decor

دکور دودی

duddy ideas

ایده‌های دودی

duddy attitude

نگاه دودی

duddy trends

روندهای دودی

جملات نمونه

my brother always wears his duddy old sweater.

برادر من همیشه لباس کهنه و نامرتبش را می‌پوشد.

she thinks her dad looks a bit duddy in those shoes.

او فکر می‌کند پدرش در آن کفش‌ها کمی نامرتب به نظر می‌رسد.

his duddy attitude makes it hard to enjoy the party.

حرف و عمل نامرتبش باعث می‌شود از مهمانی لذت نبرد.

they decided to get rid of their duddy furniture.

آنها تصمیم گرفتند از شر مبلمان نامرتب خود خلاص شوند.

don't be so duddy; try something new!

آنقدر نامرتب نباشید؛ چیز جدیدی امتحان کنید!

her duddy hairstyle is making a comeback.

مد روز مدل موی نامرتب دوباره مد شده است.

he always has a duddy excuse for being late.

او همیشه بهانه‌های نامرتب برای دیر رسیدن دارد.

that movie was so duddy, i fell asleep.

آن فیلم آنقدر نامرتب بود که من خوابم رفت.

her fashion sense is a bit duddy for my taste.

سبک مد او کمی برای من سلیقه‌ام نامرتب است.

he's trying to avoid looking too duddy at the event.

او سعی می‌کند در این رویداد خیلی نامرتب به نظر نرسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید