dulness

[ایالات متحده]/ˈdʌlnəs/
[بریتانیا]/ˈdʌlnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت کسل بودن یا کمبود درخشش؛ کمبود تیزبینی یا تندبینی؛ حالت عدم تیزی یا نوک تیز بودن

عبارات و ترکیب‌ها

mental dulness

كمي حوصله نداشتن

dulness of sound

كم‌شنوي

dulness of mind

كمي حوصله نداشتن ذهني

dulness of pain

كاهش درد

intellectual dulness

كمي حوصله نداشتن فكري

emotional dulness

بي‌حسي عاطفي

dulness in learning

مشكل در يادگيري

dulness of perception

كاهش درك

perceptual dulness

كاهش درك

dulness of response

كاهش پاسخ

جملات نمونه

the dulness of the lecture made it hard to stay awake.

درس خسته کننده باعث شد حضور در آن سخت باشد.

his dulness in understanding the topic surprised everyone.

بی‌حوصلگی او در درک موضوع باعث تعجب همه شد.

she complained about the dulness of her daily routine.

او در مورد یکنواختی برنامه روزانه خود شکایت کرد.

the dulness of the weather matched his mood.

خطرناک بودن هوا با حال و هوای او مطابقت داشت.

they tried to overcome the dulness of the conversation.

آنها سعی کردند یکنواختی مکالمه را از بین ببرند.

his dulness in responding to questions was noticeable.

بی‌حوصلگی او در پاسخ دادن به سؤال‌ها قابل توجه بود.

the film was criticized for its dulness and lack of action.

فیلم به دلیل کسالت و فقدان اکشن مورد انتقاد قرار گرفت.

she found the dulness of the book hard to bear.

او تحمل یکنواختی کتاب را سخت می یافت.

his dulness in conversation made it difficult to connect.

بی‌حوصلگی او در گفتگو باعث می‌شد ارتباط برقرار کردن سخت باشد.

the dulness of the meeting led to many people leaving early.

یکنواختی جلسه باعث شد بسیاری از افراد زودتر از آن خارج شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید