dumbnesses

[ایالات متحده]/ˈdʌmnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈdʌmnəsɪz/

ترجمه

n. وضعیت عدم توانایی در صحبت کردن؛ سکوت

عبارات و ترکیب‌ها

dumbnesses of youth

نادانی‌های جوانی

dumbnesses in thought

نادانی در فکر

dumbnesses of love

نادانی‌های عشق

dumbnesses of life

نادانی‌های زندگی

dumbnesses we share

نادانی‌هایی که با هم داریم

dumbnesses of age

نادانی‌های پیری

dumbnesses of society

نادانی‌های جامعه

dumbnesses in action

نادانی در عمل

dumbnesses we ignore

نادانی‌هایی که نادیده می‌گیریم

dumbnesses of ignorance

نادانی‌های نادانی

جملات نمونه

his dumbnesses often lead to misunderstandings.

نادانی‌های او اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شود.

we should learn from our dumbnesses to avoid repeating them.

ما باید از نادانی‌های خود درس بگیریم تا از تکرار آن‌ها اجتناب کنیم.

her dumbnesses in the past shaped her into a wiser person.

نادانی‌های او در گذشته باعث شد او به یک شخص خردمند تبدیل شود.

he acknowledged his dumbnesses and sought to improve.

او به نادانی‌های خود اعتراف کرد و به دنبال بهبود بود.

recognizing our dumbnesses is the first step towards growth.

تشخیص نادانی‌های ما اولین قدم به سوی رشد است.

her dumbnesses were often forgiven by her friends.

نادانی‌های او اغلب توسط دوستانش بخشیده می‌شد.

despite his dumbnesses, he remained optimistic.

با وجود نادانی‌هایش، او خوش بین ماند.

we all have our dumbnesses that we can learn from.

همه ما نادانی‌هایی داریم که می‌توانیم از آن‌ها درس بگیریم.

her dumbnesses in judgment were evident during the meeting.

نادانی‌های او در قضاوت در طول جلسه آشکار بود.

addressing our dumbnesses can lead to better decisions.

رسیدگی به نادانی‌های ما می‌تواند منجر به تصمیمات بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید