dumbnesses of youth
نادانیهای جوانی
dumbnesses in thought
نادانی در فکر
dumbnesses of love
نادانیهای عشق
dumbnesses of life
نادانیهای زندگی
dumbnesses we share
نادانیهایی که با هم داریم
dumbnesses of age
نادانیهای پیری
dumbnesses of society
نادانیهای جامعه
dumbnesses in action
نادانی در عمل
dumbnesses we ignore
نادانیهایی که نادیده میگیریم
dumbnesses of ignorance
نادانیهای نادانی
his dumbnesses often lead to misunderstandings.
نادانیهای او اغلب منجر به سوء تفاهم میشود.
we should learn from our dumbnesses to avoid repeating them.
ما باید از نادانیهای خود درس بگیریم تا از تکرار آنها اجتناب کنیم.
her dumbnesses in the past shaped her into a wiser person.
نادانیهای او در گذشته باعث شد او به یک شخص خردمند تبدیل شود.
he acknowledged his dumbnesses and sought to improve.
او به نادانیهای خود اعتراف کرد و به دنبال بهبود بود.
recognizing our dumbnesses is the first step towards growth.
تشخیص نادانیهای ما اولین قدم به سوی رشد است.
her dumbnesses were often forgiven by her friends.
نادانیهای او اغلب توسط دوستانش بخشیده میشد.
despite his dumbnesses, he remained optimistic.
با وجود نادانیهایش، او خوش بین ماند.
we all have our dumbnesses that we can learn from.
همه ما نادانیهایی داریم که میتوانیم از آنها درس بگیریم.
her dumbnesses in judgment were evident during the meeting.
نادانیهای او در قضاوت در طول جلسه آشکار بود.
addressing our dumbnesses can lead to better decisions.
رسیدگی به نادانیهای ما میتواند منجر به تصمیمات بهتر شود.
dumbnesses of youth
نادانیهای جوانی
dumbnesses in thought
نادانی در فکر
dumbnesses of love
نادانیهای عشق
dumbnesses of life
نادانیهای زندگی
dumbnesses we share
نادانیهایی که با هم داریم
dumbnesses of age
نادانیهای پیری
dumbnesses of society
نادانیهای جامعه
dumbnesses in action
نادانی در عمل
dumbnesses we ignore
نادانیهایی که نادیده میگیریم
dumbnesses of ignorance
نادانیهای نادانی
his dumbnesses often lead to misunderstandings.
نادانیهای او اغلب منجر به سوء تفاهم میشود.
we should learn from our dumbnesses to avoid repeating them.
ما باید از نادانیهای خود درس بگیریم تا از تکرار آنها اجتناب کنیم.
her dumbnesses in the past shaped her into a wiser person.
نادانیهای او در گذشته باعث شد او به یک شخص خردمند تبدیل شود.
he acknowledged his dumbnesses and sought to improve.
او به نادانیهای خود اعتراف کرد و به دنبال بهبود بود.
recognizing our dumbnesses is the first step towards growth.
تشخیص نادانیهای ما اولین قدم به سوی رشد است.
her dumbnesses were often forgiven by her friends.
نادانیهای او اغلب توسط دوستانش بخشیده میشد.
despite his dumbnesses, he remained optimistic.
با وجود نادانیهایش، او خوش بین ماند.
we all have our dumbnesses that we can learn from.
همه ما نادانیهایی داریم که میتوانیم از آنها درس بگیریم.
her dumbnesses in judgment were evident during the meeting.
نادانیهای او در قضاوت در طول جلسه آشکار بود.
addressing our dumbnesses can lead to better decisions.
رسیدگی به نادانیهای ما میتواند منجر به تصمیمات بهتر شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید