dummying

[ایالات متحده]/ˈdʌmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʌmiɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

verbعمل ایجاد یک نمونه یا ماکت برای اهداف آزمایش یا نمایش

عبارات و ترکیب‌ها

dummying down

کاهش دادن

dummying data

داده‌های آزمایشی

dummying process

فرآیند آزمایشی

dummying model

مدل آزمایشی

dummying input

ورودی آزمایشی

dummying output

خروجی آزمایشی

dummying script

اسکریپت آزمایشی

dummying variable

متغیر آزمایشی

dummying function

تابع آزمایشی

dummying example

مثال آزمایشی

جملات نمونه

dummying the data helped us identify errors in the system.

وارد کردن داده‌های نمونه به ما کمک کرد تا خطاهای سیستم را شناسایی کنیم.

we are dummying the variables to simplify the analysis.

ما متغیرها را نمونه‌سازی می‌کنیم تا تجزیه و تحلیل را ساده کنیم.

dummying is often used in statistical models.

نمونه‌سازی اغلب در مدل‌های آماری استفاده می‌شود.

he suggested dummying the test cases for better results.

او پیشنهاد کرد موارد آزمون را نمونه‌سازی کنیم تا نتایج بهتری بگیریم.

dummying allows us to test the software without real data.

نمونه‌سازی به ما این امکان را می‌دهد تا نرم‌افزار را بدون داده‌های واقعی آزمایش کنیم.

by dummying the inputs, we can avoid sensitive information exposure.

با نمونه‌سازی ورودی‌ها، می‌توانیم از افشای اطلاعات حساس جلوگیری کنیم.

the team focused on dummying the financial figures for the presentation.

تیم روی نمونه‌سازی اعداد مالی برای ارائه تمرکز کرد.

dummying the user profiles helped maintain privacy during testing.

نمونه‌سازی پروفایل‌های کاربر به حفظ حریم خصوصی در طول آزمایش کمک کرد.

we need to start dummying the new features before the launch.

ما باید قبل از عرضه ویژگی‌های جدید را شروع به نمونه‌سازی کنیم.

dummying can streamline the workflow in data processing tasks.

نمونه‌سازی می‌تواند گردش کار را در وظایف پردازش دادهها ساده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید