dunging

[ایالات متحده]/dʌŋɪŋ/
[بریتانیا]/dʌŋɪŋ/

ترجمه

vt. به کار بردن کود دامی به عنوان کود
n. مدفوع حیوانات؛ (Dung) یک نام خانوادگی؛ (Dŏng) یک نام داده شده در کامبوج

عبارات و ترکیب‌ها

dunging method

روش کودگیری

dunging process

فرآیند کودگیری

dunging technique

تکنیک کودگیری

dunging practice

تمرین کودگیری

dunging schedule

برنامه کودگیری

dunging equipment

تجهیزات کودگیری

dunging application

کاربرد کودگیری

dunging strategy

استراتژی کودگیری

dunging benefits

مزایای کودگیری

dunging guidelines

دستورالعمل‌های کودگیری

جملات نمونه

after dunging the fields, the crops grew much better.

بعد از کود کردن مزارع، محصولات بسیار بهتر رشد کردند.

the farmer spent the morning dunging the livestock pens.

کشاورز صبح را صرف کود کردن محوطه‌های دام کرد.

dunging is essential for maintaining soil fertility.

کود کردن برای حفظ حاصلخیزی خاک ضروری است.

he learned the importance of dunging from his grandfather.

او اهمیت کود کردن را از پدربزرگش یاد گرفت.

they decided to start dunging their garden to improve growth.

آنها تصمیم گرفتند با هدف بهبود رشد، باغ خود را کود کنند.

proper dunging techniques can enhance crop yields significantly.

تکنیک‌های مناسب کود کردن می‌توانند به طور قابل توجهی عملکرد محصول را افزایش دهند.

farmers often dung their fields before the planting season.

کشاورزان اغلب قبل از فصل کاشت، مزارع خود را کود می‌کنند.

he was taught how to properly handle dunging tasks.

به او یاد داده شد که چگونه وظایف کود کردن را به درستی انجام دهد.

regular dunging helps prevent nutrient depletion in the soil.

کود کردن منظم به جلوگیری از کاهش مواد مغذی در خاک کمک می‌کند.

she enjoys dunging her plants as part of her gardening routine.

او از کود کردن گیاهان خود به عنوان بخشی از روتین باغبانی خود لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید