duppies

[ایالات متحده]/ˈdʌpi/
[بریتانیا]/ˈdʌpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (اصطلاح هندی غربی) روح بد، پری؛ (اصطلاح هندی غربی) روح؛ روح

عبارات و ترکیب‌ها

duppy love

عشق دوپی

duppy story

داستان دوپی

duppy vibes

فضای دوپی

duppy dance

رقص دوپی

duppy energy

انرژی دوپی

duppy sound

صداي دوپی

duppy spirit

روح دوپی

duppy ghost

روح دوپی

duppy chase

تعقیب دوپی

جملات نمونه

the children were scared of the duppy in the story.

کودکان از دوپی در داستان می‌ترسیدند.

he claimed to have seen a duppy last night.

او ادعا کرد که شب گذشته دوپی دیده است.

in jamaican folklore, a duppy is a restless spirit.

در فولکلور جامائیکایی، دوپی یک روح بی‌قرار است.

they told tales of a duppy that haunted the old house.

آنها داستان‌هایی از دوپی که خانه قدیمی را تسخیر می‌کرد تعریف کردند.

some people believe that duppies can possess the living.

برخی افراد معتقدند که دوپی‌ها می‌توانند افراد زنده را تسخیر کنند.

she felt a chill when she entered the duppy’s territory.

وقتی وارد قلمرو دوپی شد، او احساس سرما کرد.

the legend of the duppy is well-known in the caribbean.

افسانه دوپی در دریای کارائیب به خوبی شناخته شده است.

many stories about duppies have been passed down through generations.

داستان‌های زیادی در مورد دوپی‌ها از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.

to ward off a duppy, some people use special herbs.

برای دور کردن دوپی، برخی افراد از گیاهان دارویی خاص استفاده می‌کنند.

they held a ceremony to appease the angry duppy.

آنها برای آرام کردن دوپی خشمگین، مراسمی برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید