durbars

[ایالات متحده]/ˈdɜːbɑː/
[بریتانیا]/ˈdɜrˌbɑr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جلسه یا مخاطب رسمی، به ویژه در هند؛ یک دادگاه یا مجمع رسمی

عبارات و ترکیب‌ها

royal durbar

دربار سلطنتی

durbar hall

تالار دربار

durbar festival

جشنواره دربار

durbar ceremony

آیین دربار

durbar square

میدان دربار

durbar king

شاه دربار

durbar period

دوره دربار

durbar legacy

میراث دربار

durbar tradition

آد و رسوم دربار

durbar culture

فرهنگ دربار

جملات نمونه

the king held a durbar to address the public's concerns.

شاه یک داربار برگزار کرد تا به نگرانی‌های مردم رسیدگی کند.

during the durbar, the ministers presented their reports.

در طول داربار، وزیران گزارش‌های خود را ارائه دادند.

the durbar was a grand event attended by many dignitaries.

داربار یک رویداد بزرگ بود که با حضور بسیاری از مقامات انجام شد.

she wore her finest attire to the durbar.

او بهترین لباس خود را برای شرکت در داربار پوشید.

the durbar served as a platform for discussing important issues.

داربار به عنوان بستری برای بحث در مورد مسائل مهم عمل کرد.

traditionally, the durbar was a symbol of royal authority.

به طور سنتی، داربار نمادی از اقتدار سلطنتی بود.

the celebrations after the durbar lasted for several days.

جشن‌ها پس از داربار برای چندین روز ادامه داشتند.

attending the durbar was a privilege for the local leaders.

حضور در داربار امتیازی برای رهبران محلی بود.

the durbar featured traditional music and dance performances.

داربار شامل اجراهای موسیقی و رقص سنتی بود.

he was invited to speak at the annual durbar.

او برای صحبت در داربار سالانه دعوت شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید