dwindles

[ایالات متحده]/ˈdwɪndəlz/
[بریتانیا]/ˈdwɪndəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تدریج کاهش یافتن در اندازه، مقدار یا قدرت

عبارات و ترکیب‌ها

dwindles over time

در طول زمان کاهش می‌یابد

dwindles to nothing

به هیچ تبدیل می‌شود

dwindles in importance

اهمیت آن کاهش می‌یابد

dwindles with age

با افزایش سن کاهش می‌یابد

dwindles away slowly

به آرامی کاهش می‌یابد

dwindles into obscurity

به فراموشی می‌رود

dwindles in size

اندازه آن کاهش می‌یابد

dwindles with time

با گذشت زمان کاهش می‌یابد

جملات نمونه

as the sun sets, the light gradually dwindles.

همانطور که خورشید غروب می‌کند، نور به تدریج کم می‌شود.

her enthusiasm for the project dwindles with each setback.

اشتیاق او برای پروژه با هر شکست کم می‌شود.

the crowd dwindles as the event comes to an end.

با رسیدن رویداد به پایان، جمعیت کم می‌شود.

his savings dwindles due to unexpected expenses.

صرفه‌جویی او به دلیل هزینه‌های پیش‌بینی نشده کم می‌شود.

interest in the topic dwindles after the initial excitement.

علاقه به این موضوع پس از هیجان اولیه کم می‌شود.

the number of participants dwindles each year.

تعداد شرکت‌کنندگان هر سال کم می‌شود.

as winter approaches, the daylight dwindles.

همانطور که زمستان نزدیک می‌شود، روز روشن کوتاه‌تر می‌شود.

her patience dwindles when faced with constant interruptions.

صبر او با مواجهه با وقفه های مداوم کم می شود.

the supply of fresh water dwindles in the dry season.

در فصل خشک، تامین آب شیرین کاهش می یابد.

as the game progresses, the team's chances of winning dwindles.

همانطور که بازی پیش می‌رود، شانس پیروزی تیم کم می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید