dwindles over time
در طول زمان کاهش مییابد
dwindles to nothing
به هیچ تبدیل میشود
dwindles in importance
اهمیت آن کاهش مییابد
dwindles with age
با افزایش سن کاهش مییابد
dwindles away slowly
به آرامی کاهش مییابد
dwindles into obscurity
به فراموشی میرود
dwindles in size
اندازه آن کاهش مییابد
dwindles with time
با گذشت زمان کاهش مییابد
as the sun sets, the light gradually dwindles.
همانطور که خورشید غروب میکند، نور به تدریج کم میشود.
her enthusiasm for the project dwindles with each setback.
اشتیاق او برای پروژه با هر شکست کم میشود.
the crowd dwindles as the event comes to an end.
با رسیدن رویداد به پایان، جمعیت کم میشود.
his savings dwindles due to unexpected expenses.
صرفهجویی او به دلیل هزینههای پیشبینی نشده کم میشود.
interest in the topic dwindles after the initial excitement.
علاقه به این موضوع پس از هیجان اولیه کم میشود.
the number of participants dwindles each year.
تعداد شرکتکنندگان هر سال کم میشود.
as winter approaches, the daylight dwindles.
همانطور که زمستان نزدیک میشود، روز روشن کوتاهتر میشود.
her patience dwindles when faced with constant interruptions.
صبر او با مواجهه با وقفه های مداوم کم می شود.
the supply of fresh water dwindles in the dry season.
در فصل خشک، تامین آب شیرین کاهش می یابد.
as the game progresses, the team's chances of winning dwindles.
همانطور که بازی پیش میرود، شانس پیروزی تیم کم میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید