dynamiting

[ایالات متحده]/ˈdaɪnəˌmaɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdaɪnəˌmaɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.چیزی که حس ایجاد می‌کند
v.شکل حال استمراری دینامیت، به ویژه در معدن استفاده می‌شود; افزایش وزن دادن

عبارات و ترکیب‌ها

dynamiting rocks

تخریب سنگ‌ها

dynamiting buildings

تخریب ساختمان‌ها

dynamiting tunnels

تخریب تونل‌ها

dynamiting bridges

تخریب پل‌ها

dynamiting obstacles

تخریب موانع

dynamiting foundations

تخریب اساسات

dynamiting debris

تخریب آوار

dynamiting terrain

تخریب زمین

dynamiting cliffs

تخریب صخره‌ها

dynamiting sites

تخریب سایت‌ها

جملات نمونه

the construction crew is dynamiting the old bridge.

گروه ساختمانی در حال منفجر کردن پل قدیمی است.

they are dynamiting to create a new tunnel.

آنها برای ایجاد یک تونل جدید در حال منفجر کردن هستند.

the process of dynamiting can be very dangerous.

فرآیند منفجر کردن می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

dynamiting is often used in mining operations.

منفجر کردن اغلب در عملیات معدنی استفاده می‌شود.

he was trained in the techniques of dynamiting.

او در تکنیک‌های منفجر کردن آموزش دیده بود.

the authorities approved the dynamiting plan.

مقامات طرح منفجر کردن را تایید کردند.

they had to evacuate the area before dynamiting.

آنها قبل از منفجر کردن مجبور به تخلیه منطقه شدند.

dynamiting can reshape the landscape dramatically.

منفجر کردن می‌تواند به طور چشمگیری چشم‌انداز را تغییر دهد.

we watched the dynamiting from a safe distance.

ما منفجر کردن را از فاصله امن تماشا کردیم.

after dynamiting, the workers assessed the damage.

پس از منفجر کردن، کارگران خسارت را ارزیابی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید