dynamite

[ایالات متحده]/'daɪnəmaɪt/
[بریتانیا]/'daɪnə'maɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواد منفجره؛ شخصی که خطرناک است
vt. با انفجار نابود کردن
adj. عالی

جملات نمونه

Dynamite is an explosive.

داینامیت یک ماده منفجره است.

a dynamite performance; a dynamite outfit.

اجرای انفجاری؛ لباس انفجاری.

Saboteurs dynamited the bridge.

تخریب‌گران پل را با استفاده از مواد منفجره تخریب کردند.

Gunpowder,dynamite and gun cotton are explosives.

باروت، داینامیت و پنبه تفنگ مواد منفجره هستند.

That teenager singer is really dynamite!

آن خواننده نوجوان واقعاً انفجاری است!

The dynamite exploded with a loud bang.

داینامیت با صدای مهیبی منفجر شد.

She has a dynamite personality that lights up the room.

او شخصیتی انفجاری دارد که فضا را روشن می‌کند.

The team's performance was dynamite, securing them a spot in the finals.

عملکرد تیم انفجاری بود و آنها را به دور نهایی رساند.

The dynamite duo never fails to impress the audience with their dance moves.

دیوی انفجاری هرگز از ارائه حرکات رقص خود به تماشاچیان ناامید نمی‌شود.

The dynamite recipe for chocolate cake is a family favorite.

دستورالعمل انفجاری کیک شکلاتی مورد علاقه خانواده است.

The new action movie is expected to be dynamite at the box office.

پیش‌بینی می‌شود فیلم اکشن جدید در گیشه انفجاری باشد.

She delivered a dynamite presentation that left everyone in awe.

او یک ارائه انفجاری ارائه داد که همه را در شگفت گذاشت.

The dynamite combination of flavors in the dish made it a culinary masterpiece.

ترکیب انفجاری طعم‌ها در غذا آن را به یک شاهکار آشپزی تبدیل کرد.

The dynamite performance by the band had the crowd cheering for an encore.

اجرای انفجاری گروه، باعث شد جمعیت برای تکرار درخواست کنند.

The dynamite in the action movie was used to blow up the bridge.

داینامیت در فیلم اکشن برای تخریب پل استفاده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید