dynamometers

[ایالات متحده]/ˌdaɪnəˈmɒmɪtə/
[بریتانیا]/ˌdaɪnəˈmɑːmɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی برای اندازه‌گیری نیرو یا قدرت

عبارات و ترکیب‌ها

digital dynamometer

پنجه دیجیتال

mechanical dynamometer

پنجه مکانیکی

dynamometer calibration

کالیبراسیون پنجه

dynamometer test

تست پنجه

dynamometer system

سیستم پنجه

portable dynamometer

پنجه قابل حمل

hydraulic dynamometer

پنجه هیدرولیک

electronic dynamometer

پنجه الکترونیکی

dynamometer reading

خواندن پنجه

dynamometer output

خروجی پنجه

جملات نمونه

the engineer used a dynamometer to measure the engine's power output.

مهندس از یک دینامومتر برای اندازه گیری توان خروجی موتور استفاده کرد.

we calibrated the dynamometer before conducting the tests.

ما قبل از انجام آزمایشات، دینامومتر را کالیبره کردیم.

the dynamometer provides accurate readings for torque and horsepower.

دینامومتر مقادیر دقیقی برای گشتاور و اسب بخار ارائه می دهد.

using a dynamometer can help improve vehicle performance.

استفاده از دینامومتر می تواند به بهبود عملکرد خودرو کمک کند.

the technician explained how to operate the dynamometer safely.

تکنسین توضیح داد که چگونه می توان به طور ایمن از دینامومتر استفاده کرد.

in our lab, we often test motors with a dynamometer.

در آزمایشگاه ما، اغلب موتورها را با استفاده از دینامومتر آزمایش می کنیم.

the results from the dynamometer were crucial for our research.

نتایج حاصل از دینامومتر برای تحقیقات ما بسیار مهم بود.

he recorded the dynamometer readings during the experiment.

او مقادیر دینامومتر را در طول آزمایش ثبت کرد.

the dynamometer can be used in various automotive applications.

می توان از دینامومتر در کاربردهای مختلف خودرو استفاده کرد.

understanding how to read a dynamometer is essential for engineers.

درک نحوه خواندن یک دینامومتر برای مهندسان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید