dynasts

[ایالات متحده]/ˈdaɪnəst/
[بریتانیا]/ˈdaɪnæst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (به‌ویژه ارثی) پادشاه، پادشاه بنیان‌گذار

عبارات و ترکیب‌ها

royal dynast

دودمان سلطنتی

ancient dynast

دودمان باستانی

powerful dynast

دودمان قدرتمند

dynast lineage

تبارنامه‌ی دودمان

dynast rule

حاکمیت دودمان

famous dynast

دودمان مشهور

dynast legacy

میراث دودمان

dynast era

عصر دودمان

dynast family

خاندان دودمان

dynast history

تاریخ دودمان

جملات نمونه

the dynast ruled the kingdom for over a century.

حاکم سلسله برای بیش از یک قرن بر قلمرو حکومت کرد.

many dynasts faced challenges from rival factions.

حاکمان بسیاری با چالش‌هایی از جناح‌های رقیب روبرو شدند.

the legacy of the dynast is still felt today.

میراث حاکم همچنان امروز احساس می‌شود.

dynasts often married for political alliances.

حاکمان اغلب برای اتحاد سیاسی ازدواج می‌کردند.

the fall of the dynast marked the end of an era.

سقوط حاکم نشان‌دهنده پایان یک عصر بود.

historians study the lives of ancient dynasts.

تاریخ‌نگاران زندگی حاکمان باستانی را مطالعه می‌کنند.

power struggles among dynasts often led to wars.

درگیری‌های قدرت بین حاکمان اغلب به جنگ منجر می‌شد.

the dynast's court was known for its cultural achievements.

درخواست حاکم به خاطر دستاوردهای فرهنگی‌اش مشهور بود.

many dynasts commissioned grand architectural projects.

حاکمان بسیاری پروژه‌های معماری بزرگ را سفارش دادند.

the dynast's influence extended beyond his borders.

نفوذ حاکم فراتر از مرزهای او گسترش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید