dyspeptic

[ایالات متحده]/dɪsˈpeptɪk/
[بریتانیا]/dɪsˈpeptɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رنج بردن از سوء هاضمه یا داشتن معده ضعیف
n. شخصی که از سوء هاضمه رنج می‌برد
Word Forms

نمونه‌های واقعی

She was too tired, sometimes, even to smile, John grew dyspeptic after a course of dainty dishes and ungratefully demanded plain fare.

گاهی اوقات او خیلی خسته بود، حتی برای لبخند زدن، جان بعد از خوردن غذاهای خوشمزه دچار سوء هاضمه شد و به نارضایتی درخواست غذای ساده کرد.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

If she was hot or cold or dyspeptic or at a loss for a word, she went to the book, and it told her which button to press.

اگر او گرم یا سرد یا دچار سوء هاضمه بود یا کلمه ای برای گفتن نداشت، به کتاب رفت و کتاب به او گفت کدام دکمه را فشار دهد.

منبع: The machine has stopped operating.

Jo announced that the coffee was ready, and everyone settled themselves to a hearty meal, for youth is seldom dyspeptic, and exercise develops wholesome appetites.

جو اعلام کرد که قهوه آماده است و همه خود را برای یک وعده غذایی مقوی آماده کردند، زیرا جوانی به ندرت دچار سوء هاضمه می شود و ورزش اشتهای سالم را تقویت می کند.

منبع: "Little Women" original version

He had been touched by the sympathy of his fellow-men: had thought indulgently of the world, as a better place than the failures and the dyspeptics would acknowledge.

او تحت تأثیر همدلی همکاران خود قرار گرفته بود: در مورد جهان با تفکر اغراق آمیز فکر کرده بود، به عنوان مکانی بهتر از آنهایی که شکست می خوردند و دچار سوء هاضمه بودند.

منبع: Humans and Ghosts (Part 1)

I think of fogs in London, fogs of murky yellow or of sheer black, such as have often made all work impossible to me, and held me, a sort of dyspeptic owl, in moping and blinking idleness.

من به مه لندن فکر می کنم، مه های زرد کدر یا سیاه محض، مانند آنهایی که اغلب کار کردن را برای من غیرممکن کرده اند و مرا، مانند یک جغد دچار سوء هاضمه، در حال افسردگی و بیحالی چشمک می کنند.

منبع: Essays on the Four Seasons

A hypochondriacal tendency had shown itself in the banker's constitution of late; and a lack of sleep, which was really only a slight exaggeration of an habitual dyspeptic symptom, had been dwelt on by him as a sign of threatening insanity.

یک گرایش خودشیفتگی اخیراً در مزاج بانکدار نشان داده شده است؛ و کمبود خواب، که در واقع فقط اغراق کمی از یک علامت سوء هاضمه عادتی بود، توسط او به عنوان نشانه ای از جنون قریب الوقوع مورد توجه قرار گرفته است.

منبع: Middlemarch (Part Five)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید