earthwork

[ایالات متحده]/'ɜːθwɜːk/
[بریتانیا]/'ɝθwɝk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کار ساخت یا تعمیر که شامل جابجایی یا پردازش خاک است، مانند سیل‌بندها یا خندق‌ها

جملات نمونه

The archaeologists uncovered ancient earthworks in the field.

باستان‌شناسان سازه‌های خاکی باستانی را در مزرعه کشف کردند.

The earthwork was built to protect the village from floods.

این سازه خاکی برای محافظت از روستا در برابر سیل ساخته شده بود.

The artist created an impressive earthwork installation in the park.

هنرمند یک نصب هنری خاکی چشمگیر در پارک ایجاد کرد.

The construction crew is working on a massive earthwork project.

گروه ساختمانی در حال کار بر روی یک پروژه عظیم خاکی است.

The earthwork serves as a barrier to prevent erosion along the riverbank.

این سازه خاکی به عنوان یک سد برای جلوگیری از فرسایش در امتداد حاشیه رودخانه عمل می کند.

The earthwork required heavy machinery to move the large rocks.

برای جابجایی سنگ‌های بزرگ به ماشین‌آلات سنگین نیاز بود.

The earthwork was designed to blend in with the natural landscape.

این سازه خاکی به گونه ای طراحی شده بود که با چشم انداز طبیعی ترکیب شود.

The soldiers built earthworks to fortify their position during the battle.

سربازان برای تقویت موقعیت خود در طول نبرد، سازه‌های خاکی ساختند.

The earthwork was shaped into a mound for better visibility.

این سازه خاکی به شکل یک تپه برای دید بهتر شکل گرفت.

The earthwork required precise measurements to ensure stability.

برای اطمینان از پایداری، به اندازه گیری دقیق نیاز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید